کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٨٣ - در ذكر كرامات و آنچه بر زبان آن حضرت جارى شده از مغيبات
عمر من باقى نمانده مگر اندكى پس بكن هر چه ميخواهى با من كه وعده من و تو بعد از قتل نزد رب الاربابست در روز حساب، و امير المؤمنين (ع) مرا خبر داده كه قاتل من تو خواهى بودن، آن شقى بعد از اين گردن آن پير سعيد را زد، و انديشه از درازى روز حساب نكرد.
و اين قضيه را نقل كردهاند عامه و خاصه، و اين از براهين واضحه است و از معجزات ظاهره.
و ديگر آنكه روزى حجاج لعين گفت: بسيار خواهانم كه يكى از اصحاب ابى تراب بيابم و او را تقربا الى اللَّه بقتل رسانم، پس گفتند او را كه ما نميدانيم كسى را كه زياده از قنبر در خدمت و صحبت ابى تراب بوده باشد، فرستاده او را طلب كرد، چون آمد گفت: قنبر توئى؟ گفت: بلى گفت: مولى على بن ابى طالب؟ گفت: خداى تعالى مولى منست و امير المؤمنين (ع) ولى نعمت من، گفت: تبرا كن از دين او، قنبر گفت: تو مرا دلالت نماى بر دينى كه أفضل از دين او باشد، حجاج ملعون گفت:
قاتل تو منم اختيار كن كه بكدام نوع كشتن پيش تو أحب است، گفت: من آن را حواله بتو كردم، گفت: براى چه؟ گفت: براى آنكه بهيچ كيفيتى مرا نخواهى كشتن مگر كه بآن كيفيت ترا بكشند و حال آنكه امير المؤمنين (ع) فرموده بود كه فوت من بكشتن و ذبح ظلم باشد بغير حق، پس امر كرد او را بذبح، و آن مظلوم را بنا حق كشتند.
و اين نيز از أخبار صحيحه است كه از امير المؤمنين (ع) صدور يافته، و در سلك دليل باهر و معجز ظاهر او درآمده.
و ديگر آنكه گفت به براء بن عازب كه: فرزند من حسين (ع) را بقتل آرند و تو زنده باشى و هيچ