کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٢٣ - ذكر در سبقت آن حضرت بتصديق نبوت و سن مباركش در آن وقت
و در كتاب آل از مالك بن حمامه روايت ميكند كه حضرت رسول اللَّه ٦ يك روزى بر ما ظاهر شد تبسم كنان عبد الرحمن بن عوف برخاست و گفت يا رسول اللَّه پدر و مادر من فداى تو باد چه چيز ترا به تبسم آورده؟ فرمود كه: از نزد حق تعالى بمن بشارتى رسيد در باب پسر عم و برادر من و در باره دخترم فاطمه كه چون تزويج فاطمه با امير المؤمنين ٨ وقوع يافت حق سبحانه و تعالى أمر فرمود رضوان را كه بجنباند درخت طوبى را تا آنچه برداشته باشد از رقعها نثار كند بعدد دوستداران اهل البيت، و بعد از آن آفريد در تحت آن درخت طوبى چندين ملائك را از نور و هر يك از ايشان از آن رقعه برداشته نگاه ميدارند تا قيامت قايم شود و پر گردد زمين عرصات از ملائكه و خلايق، پس چون دوستداران اهل البيت با ايشان ملاقات كنند ملائك آن رقعها را آورده بهر كدام از ايشان يكى ازين رقعها بدهند مضمون آنكه فلانى كه رقعه بدست اوست از آتش دوزخ آزاد است، پس نثار عروسى برادر و ابن عم من با دختر من خلاصى مردمان و زنان امت منست از آتش دوزخ مؤلف كتاب رحمه اللَّه ميفرمايد كه سزاوار آن بود كه اين حديث در تزويج امير المؤمنين و فاطمه ٨ مذكور گردد أما قلم جارى شد بسطر شطرى از آن كه از ادله شرف و فخر هر دو است و هر چند مبالغه در اوصاف ايشان نمايند دون رتبه و قدر هر دو خواهد بود.
|
خير البرا يا كلها آدم |
و خير حى بعده هاشم |
|