کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٩٠ - در ذكر كرامات و آنچه بر زبان آن حضرت جارى شده از مغيبات
و تعالى اجابت فرموده آفتاب بعد از غروب بجاى عصر آمد تا ايشان نماز گزاردند و باز غروب كرد، و در آن وقت آواز طپيدن او شنيدند چنانچه هولى بر مردم غالب شد. و مشغول بتسبيح و تهليل و استغفار بسيار نمودند تا تسكين يافت، و اين نعمتى عظيم ببركت دعاى امير المؤمنين (ع) در ميان ايشان وقوع يافت، و اين خبر معتبر در جميع آفاق شيوع پذيرفت.
و در اين باب سيد اسماعيل بن محمد الحميرى گويد:
|
ردت عليه الشمس لما فاته |
وقت الصلاة و قد دنت للمغرب |
|
|
حتى تبلج نورها في وقتها |
للعصر ثم هوت هوى الكوكب |
|
|
و عليه قد ردت ببابل مرة |
اخرى و ما ردت لخلق معرب |
|
|
الا ليوشع اوله من بعده |
و لردها تأويل امر معجب |
|
و ديگر شخصى بود كه خبر امير المؤمنين (ع) بمعاويه غاويه ميرسانيد او را آورده فرمود كه:
چرا اين اخبار را بوى مىرسانى؟ او منكر شد، آن حضرت فرمود كه: سوگند ياد مىتوانى كرد كه تو اين اخبار را بوى نمىرسانى؟ گفت: بلى، و سوگند خورد بر اين، امير المؤمنين (ع) فرمود كه اگر سوگند بدروغ خوردى حقتعالى ترا كور گرداناد، هفته بر آن نگذشت كه كور شد، و بيرون مىآمد وقتى كه او را بدست ميكشيدند، و حضرت حق نور بصر او را زائل گردانيد.
و ديگر آنكه امير المؤمنين (ع) طلب شهادت مىفرمود از مردم كه هر كه شنيده باشد از پيغمبر ٦ اين قول را كه:
من كنت مولاه فعلى مولاه
، بيايد و شهادت كند، دوازده كس از أنصار اين شهادت دادند و در آن ميان انس بن مالك اين شهادت نداد، آن حضرت فرمود او را كه: چه مانع است ترا از اين شهادت حال آنكه آنچه ايشان شنيدهاند تو هم شنيده؟ گفت: يا امير المؤمنين پير