کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٤ - ذكر مدة حيات آن حضرت
برساند كه از اولين و آخرين كسى بدان مقام و درجه نرسيده باشد.
آن حضرت فرمود كه اى جبرئيل ملك موت قبل از اين آمد و طلب اذن كرد من او را اذن دادم اما منتظر آمدن تو بودم، گفت، اى محمد حق سبحانه و تعالى مشتاق لقاى تست و ملك الموت كه بقبض روح تا غايت رفته از هيچ كس اذن و دستور طلب نكرده نه پيش از تو و نه بعد از تو براى حرمت حرم تو دستورى خواسته.
آن حضرت فرمود كه يا جبرئيل از من جدا مشو تا او معاودت كند بعد از آن اذن فرمود تا زنان و محترمات حجرات عصمت به اندرون آمدند، آنگاه گفت: اى فاطمه نزديك بمن بنشين كه نفس باز پسين است، چون نزديك شد سر او را بر سينه مبارك منضم گردانيد و با وى راز بسيار گفت بعد از آن سر برداشت و
وا ابتاه
گويان آب از ديده مبارك مىريخت و ديگر بار او را طلب فرموده باين طريق راز گفت، حضرت فاطمه در گريه ميافزود و چون اهل بيت اين احوال از حضرت فاطمه ميديدند مىپرسيدند كه پدر بزرگوار بتو چه راز مىگويد كه تو گريه و افغان را زياده ميكنى مىگفت كه خبر مفارقت ميشنوم و كيفيات رحلت مشاهده ميكنم از آن در آب و تابم، و ديگر بار كه با او راز فرمود آثار بشاشت در او ظاهر شده تبسم فرمود اهل بيت تعجب كرده پرسيدند كه اى فاطمه سبب تبسم در اين حالت چه بود؟
فرمود: كه آن حضرت گفت كه اى دختر نيك اختر من غم مخور و جزع مكن كه از اهل بيت من كسى كه اول بمن ملحق شود تو خواهى بودن، و من از حقتعالى اين التماس كردهام و التماس من در معرض قبول افتاده، فرمود: كه بشاشت من از اين بشارت است و تبسم من از اين اشارت.
بعد از آن امام حسن و امام حسين ٨ را طلب فرموده سر و روى ايشان را بوسه داد و در كنار گرفت و از راه لطف و شفقت در ايشان مينگريست و ايشان مىگريستند.