کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢١ - در بيان زهد آن حضرت در دنيا و قناعت و عبادت او(ع)
درهم حق اوست.
و در كتاب يواقيت از ابى عمر زاهد نقل ميكند كه امير المؤمنين (ع) امر فرمود كه هر چه از بيت المال در خزانه بود بيرون آوردند تا بر مردم و فقرا بخش كنند تا غايتى كه رفتند و آب زدند مىفرمود كه: اى زر سرخ غير مرا فريب ده، و اى زر سفيد فريب ده غير مرا بعد از آن تمثل فرمود كه:
|
هذا جناى و خياره فيه |
اذ كل جان يده الى فيه |
|
يعنى اين چيده منست و بهتر آن در آن ميان است چه هر چيننده كه هست دست او بسوى دهان است، اين مثلى است يعنى همه اينست و من بهتر از اين أموال براى خود ذخيره نكردهام.
و ابن اعرابى روايت كند كه امير المؤمنين را (ع) ديدم كه ببازار درآمد و پيراهنى خريد بسه درهم و نيم، و همان در بازار پوشيد و آستين آن دراز بود بخياط گفت كه اين را بمقراض ببر، او آن را بمقراض جدا كرد، خياط گفت: يا امير المؤمنين بده تا بدوزم آنچه جدا كردهام، فرمود كه: نه و تازيانه با خود داشت و فرمود كه: كافى است آنچه بتو رسيده است در اين محل.
كمال الدين بن طلحه رحمه اللَّه آورده كه: حقيقت عبادت طاعت است و هر كه طاعت كند خداى تعالى را بامتثال أوامر او اجتناب نمايد از نواهى و معاصى او پس او عادل است.
و چون متعلقات أوامر صادره از حق سبحانه و تعالى بر لسان پيغمبر او متنوع است، و بعضى از عبادت متنوعه نماز است، و بعضى صدقه، و بعضى روزه و غير آن از أنواع عبادات و امير المؤمنين