کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٧١ - و ديگر غزوه خندق است
امير المؤمنين (ع) فرمود كه يا رسول اللَّه من بمبارزت او بيرون مىروم، باز رسول اللَّه فرمود كه اين عمرو است، باز عمرو مبارز طلبيد و رجزى خواند مضمون آنكه از صدمه نداى من بمبارزت شجاعان ترسيده ياراى مقاومت ندارند و امروز عجز ايشان بظهور آمده، امير المؤمنين (ع) فرمود كه يا رسول اللَّه من بيرون مىروم، فرمود كه: عمرو است گفت: هر كه گو باش مرا اذن فرماى آنگاه آن حضرت سلاح بر وى راست كرد و بنام خداى او را بيرون فرستاد.
امير المؤمنين (ع) نيز رجزى فرمود در مقابل رجز او و مضمون آنكه تعجيل مكن كه رجز ترا شنيدم و اظهار مردانگى ترا دانستم و از مقاومت تو عاجز نيستم خلوص نيت و صدق طويت موجب نجات است من اميدوارم بيارى حق كه ترا ضربتى بچشانم كه فرياد از نهاد مردگان برآيد و بر صفحه روزگار اين يادگار بماند.
بعد از آن امير المؤمنين (ع) فرمود كه: أى عمرو تو عهد با خداى تعالى كرده كه نخواند ترا هيچ مرد از قريش بيكى از دو خصلت مگر آنكه تو يكى از آن دو را فراگيرى گفت:
بلى، فرمود: من ترا بسوى خدا و رسول او و بسوى اسلام دعوت ميكنم گفت: مرا باين حاجتى نيست، فرمود كه: پس فرو بيا از مركب تا با هم در اين نبرد دست بردى كنيم، گفت أى پسر برادر من دوست نمىدارم كه ترا بقتل آرم، آن حضرت فرمود و اللَّه كه من دوست مىدارم كه ترا بزارى زار بكشم.
او را حميت جاهليت دامن گير شده از مركب فرود آمد و ساعتى با يك ديگر گرديدند ناگاه امير المؤمنين (ع) بيارى آله ضربتى راند بر سرش كه چون خيار دو نيم ساخت و بجانب پسرش تاخت و بضربتى ديگر او را بخاك هلاك انداخت اصحاب ايشان روى بگريز نهادند و اهل اسلام غلغله تكبير بآسمان رسانيدند.