کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٣٠ - ذكر در سبقت آن حضرت بتصديق نبوت و سن مباركش در آن وقت
مذلت انداخت، و سرهاى ايشان را از تنهاشان جدا كرد، و خاطر آن حضرت از كشش و كوشش اطمينان يافت، جبرئيل از نزد حضرت جليل آمده گفت: يا محمد اين كمال مواساتست كه امروز امير المؤمنين در باره تو بتقديم رسانيده، آن حضرت فرمود كه: او از منست و من از او، جبرئيل گفت و من از هر دوى شما پس نظر كن بمرتبه كه جبرئيل امين خود را در آن گنجانيد.
و در مناقب از عايشه روايت ميكند كه پيغمبر ٦ را ديدم كه على را در بر گرفته بود و سر و رويش ميبوسيد و ميفرمود:
بأبي الوحيد الشهيد
، كه تو از ما تنها افتادى و بدرجه شهادت رسيدى.
و نيز در مناقب آورده كه امير المؤمنين ٧ فرمود كه: من و پيغمبر ٦ ميرفتيم در بعضى از طرق مدينه ناگاه بباغى رسيديم بغايت زيبا و پردرخت، من گفتم يا رسول اللَّه چه خوب باغى است فرمود كه: ترا در جنت از اين بهتر خواهد بود، بعد از آن بباغى ديگر رسيديم من همان گفتم و آن حضرت همان در جواب فرمود، تا از هفت باغ گذشتيم گفتم يا رسول اللَّه اين چه خوب باغيست فرمود كه: در بهشت بهتر از اين از براى تو مهياست، چون راه ازو خالى شد مرا در بر گرفت و به هاى هاى گريست، گفتم: يا رسول اللَّه سبب گريه چيست؟ فرمود كه: كينها و حقدها مىبينم كه در سينههاى أقوام مكنون است و اظهار نخواهند كرد مگر بعد از من، گفتم: دين من بسلامت