کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٨٩ - در ذكر كرامات و آنچه بر زبان آن حضرت جارى شده از مغيبات
و ديگر از آنچه روايت كردهاند اصحاب اماميه از آيات و خرق عادات كه ظاهر شده بر دست آن حضرت رد شمس است دو نوبت يك نوبت در زمان رسول اللَّه ٦ و يك نوبت ديگر بعد از رحلت آن حضرت.
روايت كنند اسماء بنت عميس و ام سلمه و جابر بن عبد اللَّه انصارى و أبو سعيد خدرى در ميان جماعتى از اصحاب نبى ٦ كه پيغمبر يك روزى در منزل خود تشريف داشت و امير المؤمنين (ع) نزد او بود كه جبرئيل بوى نازل شده وحى آورد از نزد رب جليل، در آن حال سر مبارك بر ران امير المؤمنين نهاده برنداشت تا آفتاب غروب كرد امير المؤمنين (ع) پيش از غروب نماز عصر را نشسته بايماء گزارد چون آن حضرت از وحى باز آمد فرمود كه: يا على عصر از تو فوت شد فرمود كه:
بايما گزاردم فرمود كه: دعا كن تا حق سبحانه و تعالى آفتاب را بازگرداند براى تو بجاى عصر تا تو نماز را در وقت ايستاده ادا كنى كه خداى تعالى دوست مىدارد طاعت ترا از براى خدا و رسول او، پس دعا فرمود در رد شمس آفتاب بعد از غروب بازگشته آمد تا بجاى عصر رسيد بر آسمان، و آن حضرت نماز گزارده باز غروب كرد.
اسما و ام سلمه گويند كه و اللَّه ما شنيديم از او آوازى در محل غروب مثل صرير منشار.
و بعد از زمان پيغمبر ٦ آنچنان بود كه آن حضرت مىخواست كه از فرات عبور كند بجانب بابل، و اصحاب آن حضرت اشتغال داشتند بگذرانيدن دواب از فرات، و آن حضرت با طايفه نماز عصر گزارد، و جمهور ايشان نماز عصر فوت كردند از جهت شغل بعبور، و از اين حال آن حضرت را اخبار كردند، و اين را شنيده دعا فرمود در بازگشتن آفتاب جهت نماز اصحاب، حق سبحانه