کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣١١ - و ديگر غزوه سلسله است
و آن حضرت بمشايعت حضرت امير بيرون رفت تا بمسجد أحزاب آنجا وداع فرمود و ابو بكر و عمرو بن عاص را با جماعتى همراه او كرده بازگشت، ايشان بجانب راه عراق ميل كرده پاره از آن جاده گشتند تا كسى گمان نكند كه بر سر ايشان مىروند، چون پاره چنان رفتند بعد از آن راه گردانيدند و بر سر راه اصل آمدند و روى بوادى نهادند، شب مىرفتند و روز پنهان ميشدند تا نزديك بوادى رسيدند، آن حضرت فرمود تا آواز بلند نكنند، و ايشان را آنجا بداشت، و خود پيش فرموده فرود آمدند.
عمرو بن عاص چون اين تدبير را مشاهده كرد دانست كه بدست آن حضرت فتح خواهد شد بنياد افساد كرده أبو بكر و عمر را از وحوش و گرگ آن وادى ترسانيد و گفت: مصلحت آنست كه در بالاى وادى رويم و مقام گيريم، آن حضرت قبول نفرمود، عمرو گفت: ما خود را ضايع نخواهيم ساخت، أبو بكر و عمر را با خود متفق كرده برخاستند كه با ما بيائيد كه به بالاى وادى مىرويم، مسلمانان گفتند كه: پيغمبر ما را امر كرده بود كه مخالفت امير المؤمنين نكنيم پس چگونه مخالفت او كنيم و قول ترا بشنويم؟.
پس اين چنين بودند تا سفيده صبح دميد، آنگاه برخاسته كه قوم در خواب غفلت بودند بر سر ايشان ريختند، و از هر طرف گرد انگيختند، و حق سبحانه و تعالى ايشان را نصرت و فرصت داده دمار از روزگار ايشان برآوردند چنانچه سوره و العاديات از اين خبر ميدهد وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً فَالْمُورِياتِ قَدْحاً فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً.
يعنى سوگند باسبان دونده كه بوقت دويدن نفس زنند نفس زدنى بآواز كه نه صهيل بود، پس بيرون آرندگان آتش از سنگ بسمهاى خويش آتش زدنى، پس قسم به غارتكنندگان در وقت صبح