کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٨٨ - در ذكر كرامات و آنچه بر زبان آن حضرت جارى شده از مغيبات
|
حتى اذا شربوا جميعا ردها |
و مضى فخلت مكانها لم يقرب |
|
|
اعنى ابن فاطمة الوصى و من يقل |
في فضله و فعاله لم يكذب |
|
يعنى بدرستى كه سير فرمود امير المؤمنين (ع) در وقتى كه سير مىفرمود در شبى بعد از خفتن بكربلا در ميان جماعتى سواران از لشكريان تا آمد راهبى عابدى كه در ديرى بود كه انداخته بود اساسهاى آن را در بيابان هموار خشك بىآب، پس نزديك فرمود بآن دير و آواز داد بآن راهب، پس او بر بام برآمده اشراف پيدا كرد در ايستادن، همچو كركسى كه بر قله كوهى بلند بايستد، از زمين بلند پرسيد كه آيا در اين ديرى كه تو منزل ساخته آب هست كه رسيده شود گفت: هيچ محل آب خورش نيست اينجا مگر بمسافت دو فرسنگ راه و كسى كه در اينجا است بآب كه در آن ميان بيابان و تلهاى ريگ است، پس آن حضرت عنان گردانيد بجانب ديگر و فرمود كه: كندند، پس پيدا شد سنگى ملساء نرمى كه درخشان بود مثل نقره طلاآميز فرمود كه: بغلطانيدن اين سنگ را بدرستى كه شما اگر غلطانيديد اين سنگ را سيراب ميشويد و سيراب نميشويد اگر نغلطانيديد، پس اجتماع نمودند لشكريان گويند كه نود هزار كس بودند در كندن آن سنگ، پس امتناع نمود از ايشان مثل امتناع نمودن ناقه سركش كه سوار نتوان شد تا همه ايشان درماندند و به تنگ آورد ايشان را، آنگاه آن حضرت برد بسوى آن كفى را كه هر گاه وارد ميگردانيد در معارك و مغالب آن دست غالب مطلق بود، و آن را بركند پس گوئيا آن كوى بود بدست جوان پر زور ضخيم دست كه بيندازد آنچه خواهد در بازىگاه، و آن سنگ بر روى آب بود، پس آب داد ايشان را از زير آن آبى كه جارى بود و خوش مزه زياده از هر آبى لذيذى در لذت تا همه لشكريان سيراب شدند، بازگردانيد آن را بجاى خود و رفت، پس پندارى كه كسى نزديك آن نشده و گرد آن نگشته ميخواهم از اين كس كه اين امر عظيم از او صادر شده پسر فاطمه بنت اسد را كه وصى پيغمبر بود و هر آنكه هر چه گويد در فضايل پسنديده و افعال حميده او دروغ نگفته.