کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٨٤ - در ذكر شهادت و مدت خلافت و ذكر عدد اولاد آن حضرت(ع)
چند در آن خانه بودند تمام صيحه و آواز برداشتند در روى آن حضرت، فرمود كه: اين صوائحى است كه در پى مىآيد آن را نوايح؛ امام حسن (ع) فرمود كه: اين چه فال بد است كه ميزنى، فرمود كه: أى پسر فال بد نميزنم و ليكن دل من گواهى ميدهد كه من مقتول خواهم شد.
گويد چون بمسجد فرمود و نيت كرده تكبير افتتاح گفت و قرائت كرد و بسجده رفت، ابن ملجم لعين ضربتى زد بر سر مبارك آن حضرت، اتفاقا اين ضربت واقع شد بر سر آن ضربت كه عمرو بن عبد ودّ زده بود در روز خندق در پيش رسول اللَّه ٦.
ابن طلحه گويد كه: چون آن حضرت رحلت فرمود امام حسن و امام حسين (ع) او را غسل ميدادند و محمد بن حنفيه آب ميريخت، بعد از آن كفن كردند و حنوط بكار بردند و در دل شب برده آن حضرت را دفن كردند بغرى، و بعضى گفتهاند در ميان منزل خودش و جامع اعظم دفن كردند و اللَّه اعلم.
و چون مدت عمر آن حضرت شصت و پنج سال بوده بر وجهى كه سمت ظهور يافت، پس بيست و پنج سال با رسول اللَّه ٦ در مكه معظمه بوده باشد، دوازده سال پيش از بعثت، و سيزده سال بعد از بعثت و نبوت، و بعد از آن هجرت فرمود با پيغمبر بطيبه مدينه، چون ده سال از آن گذشت حضرت رسول اللَّه ٦ رحلت فرمود، پس باقى ماند بعد از رسول اللَّه سى سال ديگر تا شهادت يافت، پس عمر آن حضرت شصت و پنج سال بوده باشد- اين آخر كلام ابن طلحه است.
و شيخ مفيد رحمه اللَّه نزديك باين ذكر فرموده كه ابن طلحه و خوارزمى آوردهاند و زايد بر آنچه ايشان ايراد نمودهاند چيزى آورده و آن اينست كه: ابن ملجم ملعون با يارانش القا كردند