کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٤٢ - فصل
تو بخشندهترى از باد تيزرو؛ و آن مقدار مال نيست مرا كه وفا بدين تو و مواعد تو كند، و آن حضرت سه نوبت اين تكرار نمود، و عباس جواب داد بآنچه اولا گفته بود، آنگاه آن حضرت گفت كه:
البته بگويم من اين مقاله را بكسى كه قبول كند از من، و مثل مقاله ترا نگويد اى عباس.
بعد از آن فرمود كه: أى على قبول كن وصيت مرا و ضامن من شو، و تعهد نماى دين و عدالت مرا، امير المؤمنين (ع) ميفرمايد كه: مرا در اين وقت گريه در گلو گرفت، و جسد من از اضطراب لرزيد، و نظر كردم بر سر مبارك آن حضرت كه ميرود و مىآيد در دامن من، و اشك چشم من بر رخسار مباركش ريخت، و قدرت بر جواب آن حضرت نداشتم، بعد از آن مثنى فرمود و گفت:
اى على وصيت مرا قبول نماى، و ضامن و متعهد قرض و دين من شو، گفتم قبول كردم بابى انت و امى فرمود كه: بنشين در پيش من و مرا بنشان، و آن حضرت پشت مبارك بر سينه من باز داد و گفت:
اى على تو برادر منى در دنيا و آخرت، و وصى و خليفه منى در أهل من.
بعد از آن فرمود كه: أى بلال بيار بمن شمشير و زره و أستر مرا با زين و لجام و كمرى كه ميبستم بر زره خود، بلال رفته اينها را آورد و استر را آورده آنجا بداشت.
فرمود كه: برخيز أى على و قبض كن اينها را، من برخاستم و عباس بر جاى من نشست، من آنها قبض كرده بردم بمنزل خود و بازگشتم و ايستادم پيش رسول اللَّه ٦، چون مرا ديد نظر كرد بخاتم خود و آن را نيز از انگشت بيرون كرده بمن داد و گفت: بستان أى على كه از آن تست در دنيا و آخرت.