کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٩١ - در ذكر كرامات و آنچه بر زبان آن حضرت جارى شده از مغيبات
شدهام و فراموشى بر من غلبه كرده بياد ندارم، آن حضرت فرمود كه: بار خدايا اگر در اين امر دروغ مىگويد او را مبتلا گردان بياض يا پيسى كه بعمامه آن را نتواند پوشانيد، طلحة بن عمير ميگويد كه: پيش خداى تعالى گواهى مىدهم كه من ديدم او را كه در ميان هر دو چشم او لكه پيسى افتاده بود.
و ديگر آنكه آن حضرت اين شهادت را طلب فرمود كه هر كه شنيده باشد از پيغمبر كه:
من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
، دوازده كس از أهل بدر برخاستند و شهادت كردند باين، شش از جانب أيسر، و شش از جانب ايمن، و زيد بن ارقم گفت من هم اين را شنيدم كتمان كردم آن را، حقتعالى نور بصر مرا برد، و بود در طول زمان كه ندامت و حسرت ميخورد از فوت اين شهادت و استغفار مىنمود.
و ديگر آنكه روزى امير المؤمنين (ع) بر منبر مىفرمود كه: من عبد اللَّه و برادر رسول اللَّه و وارث نبى الرحمه و زوج سيده نساء أهل جنتم، و سيد وصيين و آخر اوصياء نبيين منم، كسى كه غير من ادعاى اين ميكند حق سبحانه و تعالى او را ببلاى بد مبتلا خواهد كرد، مردى از عبس گفت نيك نمىگويد اين مرد كه أنا عبد اللَّه و أخو رسول اللَّه، هنوز از آن مكان نرفته بود كه شيطان دماغ او را مخبط كرده افتاد و عقل از او زايل شد، و پايهاى او را گرفته و كشيده از مسجد بيرون بردند اهل مجلس از قوم او پرسيدند كه ديگر او را از اين قبل اين عارضه عارض شده بود؟ گفتند: نه.
و ديگر آنكه شيخ أبو عبد اللَّه محمد بن عبد اللَّه الخطيب در كتاب لطف التدبير آورده كه: