کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٠٨ - فصل
جعفر بن محمد (ع) روايت مىكند از پدران بزرگوار خود (ع) كه پيغمبر ٦ فرمود كه: حق سبحانه و تعالى قبض نمينمايد روح هيچ پيغمبرى را تا أمر ميكند كه او وصى اختيار كند از أفضل عشيره خود كه از عصبه او باشد، و مرا أمر كرد بوصى من، گفتم يا رب كه را اختيار كنم؟ فرمود كه: يا محمد على بن أبى طالب را اختيار كن كه وصى تو باشد كه من در كتب سابقه ثبت كردهام و نوشته كه او وصى تست، و از جميع خلايق و انبيا و رسل عهد گرفتهام و ميثاق بسته بربوبيت من و به نبوت تو و بولايت على بن ابى طالب.
و در امالى طوسى نقل ميكند از ابن عباس كه من از پيغمبر ٦ شنيدم كه ميفرمود كه حق تعالى بمن پنج چيز اعطا فرمود و بعلى نيز پنج چيز داده: بمن جوامع كلام كرامت كرده و بوى جوامع علم عنايت كرده، مرا نبى گردانيده و او را وصى، مرا كوثر داده و او را سلسبيل، مرا وحى فرستاده و او را الهام، مرا بر آسمان راه نموده و درهاى آسمان براى او گشوده و حجاب از پيش برگرفته كه او نظر ميكند بجانب من و من نظر ميكنم بجانب حق، بعد از اين رسول اللَّه گريست، گفتم: فداك ابى و امى يا رسول اللَّه سبب گريه چيست؟
فرمود كه: اى پسر عباس اول كلامى كه با من گفته آن بود كه فرمود: اى محمد نظر كن در تحت خود، من نظر كردم بحجب تمام از پيش برخاست، و نظر كردم بآسمان تمام درها گشوده شده، و نظر كردم بجانب على او سر برداشته بسوى من و با من تكلم ميكرد، و من نيز بسخن بودم، و حق تعالى نيز با من در مقام كلام بود.