کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٣٧ - و ديگر از حروب آن حضرت حرب صفين است
بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ يعنى ماه حرام ماه حرام است اگر ايشان در ماه حرام قتال كنند شما نيز بعوض آن قتال نمائيد و حرمتها را مساواتست، يعنى ترك حرمت شما در ماه حرام بدلست از ترك حرمت ايشان در آن ماه، پس هر كه بر شما ظلم كند بابتداى مقاتله شما نيز جزاى ستم بوى رسانيد بمانند آنچه بر شما ستم كرده است، و بترسيد از خداى تعالى و پرهيزكارى كنيد و بدانيد كه خداى تعالى با پرهيزكارانست بنصرت و معاونت.
بعد از آن امير المؤمنين (ع) آواز داد كه اى معاويه بيرون آى بمبارزت من و بيش از اين عرب را بفتنه مينداز، معاويه غاويه گفت كه: مرا بمبارزت حاجتى نيست چهار پهلوان عرب را بقتل آوردى بس است. در اين اثنا شخصى از اصحاب معاويه لعين نام او عروة بن داود آواز داد كه يا على اگر معاويه بمبارزت تو بيرون نيامد باش بجاى خود كه اينك من آمدم، پس پيش آمده ضربتى راند بر امير المؤمنين (ع) كارگر نيامد، آن حضرت بيك اشارت ضربت شر او را از خود كفايت كرد و فرمود كه: برو زودتر بجهنم، و نزد قتل عروه أهل اسلام بر اهل شام تكبير گفتند.
و شب در آمده هر يك بجاى خود رفتند، روز ديگر امير جمله مردان بميدان درآمد چنانچه كسى او را نشناخت و طلب مبارز نمود، عمرو عاص بىاخلاص ندانسته كه شهسوار دلدل سوار در ميدانست و آن حضرت او را شناخت عمرو پيش آمد رجز گويان.
|
يا قادة الكوفة من اهل الفتن |
اضربكم و لا ارى ابا الحسن |
|
اى كشنده كوفه كه از اهل فتنهاند من مىزنم شما را بشمشير و در ميان نمىبينم ابو الحسن را.
امير المؤمنين (ع) در آن حالت دور مىكرد مردم را از گرد لشكر خود اين شنيده بوى باز گشت و فرمود كه: