کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٨٧ - در ذكر تزويج امير المؤمنين بسيدة نساء العالمين صلوات الله عليهما
گفت: بر تو سوگند ميدهم كه برخيز و با من بيا تا برويم و اين التماس از آن حضرت بكنيم، باتفاق برخاسته متوجه منزل رسول اللَّه ٦ شديم، در راه بام ايمن كه جاريه آن حضرت بود رسيديم و اين حال را بوى گفتيم، گفت: شما خود مگوئيد و بگذاريد كه ما بگوئيم كه كلام زنان در اين امر بهتر است و در دلهاى مردان بيشتر تأثير ميكند.
ما اين را از او قبول كرده او بازگشت بخانه ام سلمه و با وى اين راز را در ميان نهاد، و ديگران از ازواج آن حضرت اعلام كردند و همه در خانه عايشه نزد رسول اللَّه جمع شدند و آن حضرت را در ميان گرفتند گفتند: فداى تو باد پدران و مادران ما يا رسول اللَّه ما اجتماع نمودهايم براى امر فاطمه اگر خديجه در حيات ميبود چشم او باين روشن ميشد.
ام سلمه گويد كه چون نام خديجه برديم آن حضرت بسيار گريست و فرمود كه: مثل خديجه كجاست او تصديق كرد مرا در وقتى كه همه مردمان تكذيب من ميكردند، مرا امداد نمود بر اظهار دين مبين و اعانت فرمود بمال در وقتى كه بودم من مسكين، و حق تعالى امر فرموده بود كه من او را بشارت دهم بخانه كه قصب آن از زمرد باشد در بهشت عنبر سرشت كه در او نه تعب باشد و نه چيزى زشت.
ام سلمه گفت: يا رسول اللَّه قصه خديجه گذشته و بجوار رحمت حق پيوسته، حق سبحانه و تعالى شما را تكريم عظيم كرامت فرمايد، و در درجات عاليات جنت و رضوان و رحمت بهم برساند، يا رسول اللَّه على بن ابى طالب (ع) برادر بجان برابر تست در دنيا، و پسر عم تست در نسب، التماس دارد كه فاطمه را بوى بسپارى، و پراكندگى وى را بجمعيت مبدل گردانى.