کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٦٢ - و از وقايع عظمى و حوادث كبرى آن ليلة الهرير بود
و همچنين روايت كند در مسند از عبادة بن صامت كه من شنيدم از ابى القاسم ٦ كه مىفرمود:
زود باشد كه جماعتى بعد از من والى امور شما شوند كه شناسائى دهند شما را چيزى كه منكر باشيد، و منكر باشند چيزى را كه شناسيد و دانيد، پس طاعتى نيست آن كس را كه عصيان حقتعالى كند، پس عصيان مورزيد و با خداى تعالى راست باشيد.
و اين چنين است حال هر كس كه با امير المؤمنين (ع) عناد ورزيد.
چه بعضى از ايشان او را مىشناختند و فضل و شرف و سابقه و علاقه او با رسول اللَّه مىدانستند ليكن حب دنيا بر ايشان غلبه كرده دنيا را بر آخرت اختيار كردند و نصيب آجل را بعاجل فروختند، و وبال و نكال ابدى براى خود اندوختند، و در سلك من بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا، درآمدند، مثل معاويه غاويه و عمرو بن عاص بىاخلاص و امثال ايشان.
و بعضى در تاويل خطا كردند مثل عبد اللَّه بن عمرو و خوارج.
و بعضى از قتال تقاعد نموده در آن حروب شك داشتند، بعد از آن در وقت وفات ندامت و حسرت مىخوردند از تقاعد و توقف، و آن ندامت فائده ندارد در موقف مثل عبد اللَّه بن عمر و غيره.
و بعضى ديگر امارات حق بر ايشان ظاهر شد و رحمت الهى ايشان را دريافت، مثل خزيمة بن ثابت كه شك داشت در حرب جمل و در بعض أيام صفين؛ چون عمار شهيد شد تيغ از نيام كشيد و قتال كرد تا بقتل درآمد.