کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٩ - و ديگر غزوه حنين است
چون نشستند رسول اللَّه با امير المؤمنين (ع) آنجا فرموده در ميان ايشان نشستند فرمود كه چيزى را از شما مىپرسم جواب مرا بگوئيد.
آيا شما گمراه نبوديد كه حق سبحانه و تعالى شما را راه نمود بواسطه من؟ گفتند: بلى منت خداى را و رسول و راست، و ديگر فرمود كه: آيا شما بر كنار مغاك دوزخ نبوديد كه حق جل و علا شما را از آن ورطه رهانيد بوسيله من؟ گفتند: بلى منت ايشان را است، ديگر فرمود كه آيا شما اندك نبوديد كه حضرت عزت شما را بسيار گردانيد بسبب من؟ گفتند: بلى منت خداى راست و رسول او را؛ و ديگر فرمود كه: آيا شما با يك ديگر دشمن نبوديد و عداوت نمىورزيديد كه حق تعالى در ميان شما الفت پيدا كرد و شما را با هم التيام داد؟ گفتند: بلى منت خداى را و رسول او راست.
بعد از آن آن حضرت ساكت شد زمانى آنگاه فرمود كه: چرا جواب مرا نمىگوئيد؟ گفتند:
بچه نوع جواب ترا بگوئيم كه پدران و مادران ما فداى تو باد ما جواب گفتيم كه تراست بر ما طول و فضل و منت، فرمود كه: اگر خواهيد مىتوانيد گفت كه آمدى بصوب ما وقتى كه قوم ترا رانده بودند و اخراج كرده ترا جا داديم، ترسان بودى ترا ايمن ساختيم، و همه تكذيب تو كردند ما ترا تصديق كرديم.
بعد از اين سخن فرياد گريه از نهاد ايشان برآمده پيران و مهتران ايشان برخاسته در پاى حضرت افتادند، و دست و پاى او را بوسه دادند گفتند: ما از خداى تعالى و رسول او خشنوديم اميد كه ايشان از ما راضى و خشنود باشند، همه أموال فداى راه تو اگر مىخواهى آنچه حاضر است قسمت فرماى بهر كه خواهى، و بعضى از ما كه اين گفتند از دل نگفتند و بواسطه غل و كينه نبود كه در دل ايشان باشد.