کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٧٧ - بيت
براى تو ماند، پس حق تو بتو رسيده اين زمان برو، و سوار شده روان شد اين را مسأله ديناريه نام كردند.
و ديگر مسأله منبريه است
و اين آنست كه وقتى كه آن حضرت در كوفه بر منبر بود مردى برخاست و گفت: يا امير المؤمنين شوهر دختر من وفات يافته و از تركه او يك ثمن حق دختر من بود او را تسع دادهاند امروز از تو انصاف مىخواهم، آن حضرت فرمود كه: داماد ترا دو دختر و پدر و مادر بود؟ گفت:
بلى، فرمود كه: پس ثمن او تسع شود و تو از ميراث او سواى اين چيزى ديگر طلب مكن في الحال جواب او گفته بخطبه رجوع فرمود.
اما علوم احيا پس آن حضرت ٧ فارس حارس آن ميدانست و سابق فايق قصبات آن برهانست و مبين غوامض و صاحب حقايق آن بيانست، و كافيست در ايضاح اين برهان آنچه منقول است از آن حضرت كه رسول اللَّه ٦ هزار باب از علم بمن تعليم فرمود و هزار باب ديگر از علم بر من بگشود چنانچه گفتهاند
بيت
|
نبى در گوش او يك علم در داد |
وزان اندر دلش صد علم بگشاد |
|
|
چو شهر علم دين پيغمبر آمد |
در آن شهر بيشك حيدر آمد |
|
|
از آن آب حياتى را كه جان خورد |
ز دست ساقى كوثر توان خورد |
|