کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٦٨ - و ديگر غزوه خندق است
أبو سفيان گفت: آنچه شما مىگوئيد و داعيه داريد مطلوب ما است، أبو سفيان ايشان را برداشته بتمام خانهاى قريش گردانيد و اين امر را استحكام داد كه همه اتفاق كنند و بنفس و مال مدد نمايند تا أهل اسلام را مستأصل سازند، و بر اين عهد و پيمان را مؤكد ساختند.
قريش گفتند: أى معشر يهود شما أهل كتابيد أولا حق بعلم شما سابق است بر ديگر علوم، و شما نيك مىدانيد آنچه محمد بر آنست و آنچه ما برآنيم از دين پس بيائيد و بگوئيد كه دين ما بهتر است يا دين ايشان؟ همه گفتند: دين شما و شما أولى و أحقيد از او، پس قريش محكم ايستادند و قرار دادند بر حرب آن حضرت أبو سفيان گفت بايشان كه. خداى تعالى شما را متمكن گرداناد از دشمن مىبايد كه جميع قبايل يهود با شما اتفاق كنند، و ما نيز از شما مفارقت نميكنيم تا دشمن را مستأصل سازيم، و باتفاق عزم بر حرب رسول اللَّه جزم كردند.
و بعد از آن آمدند نزد يهود غطفان و قيس عيلان و ايشان را تحريص و ترغيب كردند بر حرب آن حضرت كه بنفس و مال مدد نمايند، و ايشان نيز قبول كردند و بموافقت قريش دل بر حرب نهادند، و اجتماع كرده هر يك از منزل خود بيرون آمدند و سردار قريش أبو سفيان بود و غطفان كه بيرون آمد سردار در بنى فزاره عيينة بن حصين بود و در بنى مره حارث بن عوف و از أشجع و برة بن طريف.
چون رسول اللَّه ٦ شنيد اجتماع و اتفاق أحزاب را كه قصد طيبه مدينه دارند، موضعى جمع كرده مشاورت فرمود در مقاتله ايشان قرار بر حفر خندق يافت، و سلمان از آنجا برخاسته آمد و اشارت نمود بحفر خندق؛ و سعى بسيار در باره كندن خندق نمودند تا غايتى كه آن حضرت نفس نفيس