کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٧٢ - ذكر در بيان غزارت و كثرت علم آن حضرت
امت من خروج كنند كه قارى قرآن باشند كه قرآن شما با قرآن ايشان بهيچ چيز مناسبتى نداشته باشد، و نماز شما بنماز ايشان نيز اين چنين، و روزه شما با روزه ايشان همچنين چيزى از مناسبت نباشد، قرائت قرآن كنند و پنداشته باشند كه فايده خواهد كرد براى ايشان و حال آنكه نتيجه آن وبال و مضرت خواهد بود بر ايشان، و آن قرائت كردن در نگذرد از چنبرگاه گردن ايشان، از دين بجهند مثل تير كه از كمان ميجهد، اگر مىدانستند لشكريان ايشان كه چه چيز بر زبان پيغمبر ايشان جارى شده در باب ايشان از اين عمل دست مىداشتند و پيرامون نمىگشتند.
و علامت آنها آن باشد كه در ميان آن خوارج ناقص دستى باشد كه بر بازوى او قطعه بود مثل پستان زنان، و بر آن موهاى سفيد رسته باشد و بجانب معاويه و اهل شام ميل كنند و شما را بگذارند در ميان اتباع و اموال خود، من اميدوارم كه شما از گروهى باشيد كه بر طريق حق سلوك ميكنند كه آن جماعت خون ناحق بريزند و اموال مردم را بناحق غارت كنند پس فرمود كه برويد.
زيد بن وهب گويد كه منزل بمنزل مىرفتيم تا به پلى رسيديم و از آنجا گذشتيم آنجا با خوارج ملاقى شديم و در آن روز عبد اللَّه بن وهب الراسبى بر ايشان امير بود گفت بايشان كه: نيزهها را بيندازيد و شمشيرها را از غلاف بكشيد كه بر شما مىترسم، پس بازگشتند و شمشيرها كشيدند و جنگ در پيوست تا كشته شدند.
بعد از آن امير المؤمنين (ع) فرمود كه طلب كنيد در ميان كشتگان مخدج را يعنى ناقص دست را