کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٧١ - ذكر در بيان غزارت و كثرت علم آن حضرت
چنانچه محدثان در اسانيد خود ايراد نمودهاند كه حضرت رسول فرمود مر عمار را كه اى عمار گروه باغيه ترا بقتل آرند، و در حديث ديگر واقع است كه بشارت باد ترا أى عمار كه فئه باغيه ترا شربت شهادت چشاند.
و اما مارقين جماعتىاند كه خارجاند از متابعت حق، و مصرند بر مخالفت امام مطلق، و تصريح بنقض و خلع آن مينمايند چون شيمه ايشان اينست قتال بر ايشان متعين مىگردد چنانچه آن حضرت بأهل حرورى و نهروان كرد، و ايشان خوارجاند.
ابو داود روايت ميكند از أبو سعيد خدرى و از أنس بن مالك كه رسول اللَّه ٦ فرمود كه زود باشد كه در ميان امت من اختلاف و تفرقه افتد قومى و گروهى بدكردار پيدا شوند كه قتل بىموقع را نيكو انگارند و قرآن خوان باشند أما قرآن تجاوز نكند از چنبرگاه گردن ايشان، و زيرتر نرود و بيرون روند از دين همچنان كه تير در حال انداختن از كمان، و ايشان بدترين خلق باشند، خوشا حال كسى كه ايشان را بقتل آورد و ايشان نيز او را بقتل آرند، زيرا كه اگر ظفر يافت غازيست ثواب غازيان دارد و اگر كشته شد شهيد است درجه شهادت مييابد، ايشان دعوت نمايند بكتاب الهى و مردم را بكتاب خداى خوانند و از كتاب چيزى در ايشان نباشد هر كه مقاتله كند با ايشان او اولى بحق باشد از ايشان.
و مسلم بن حجاج در صحيح خود آورده و ابو داود نيز بسند خود با او موافقت نموده كه زيد بن وهب گفت كه من در ميان لشكر امير المؤمنين (ع) بودم در وقتى كه بجنگ خوارج مىفرمود يك روزى فرمود كه: اى مردمان بدرستى كه من شنيدم از رسول اللَّه ٦ كه مىفرمود كه گروهى از