کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٩٦ - در ذكر بعضى از احاديث در هر باب در شأن آن حضرت
در ذكر بعضى از احاديث در هر باب در شأن آن حضرت
در مناقب آورده كه عمر بن عبد العزيز رسيد كه بعضى از أهل شقاوت در باب آن حضرت سخنان نالايق مىگويند، بمنبر برآمد و حمد و ثناى الهى، و صلوات بر حضرت رسالت پناهى و آل هدايت انتباهى بتقديم رسانيد، و در فضل امير المؤمنين (ع) و سابقه او با پيغمبر ٦ سخن بسيار گفت.
و بعد از آن گفت كه: عراك بن مالك غفارى از ام سلمه روايت كرده كه يك روزى رسول اللَّه ٦ نزد من بود كه جبرئيل (ع) نازل شد و بوى راز مىگفت: و آن حضرت تبسم مىفرمود، بعد از انجلاء وحى از آن حضرت پرسيدم كه سبب تبسم چه بود؟ فرمود كه: جبرئيل مرا خبر داد كه يك روزى بر على گذشتم وقتى كه شترى چند كه او را بود بعلف گذاشته خواب كرده بود و جامهاش از بعضى جسد او دور شده پيدا بود، من رفتم و جسد وى را پوشانيدم بآن جامه يافتم كه برودت نسيم ايمان او به دل من رسيد.
و عمر روايت كند كه من از پيغمبر ٦ شنيدم كه مىفرمود كه اگر هفت آسمان و هفت زمين در كفه ميزان بنهند و ايمان امير المؤمنين (ع) در كفه ديگر ايمان على راجح مىآيد.