کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٤٨ - و ديگر غزوه احد است
كشته مىبودم زبان اعتذار از براى كافرى بر تو نمىگشودم ليكن روز بدر ديدم كه گرد قتال بافلاك رسيده و آتش او زبانه كشيده و آثار قيامت از آن روز بظهور آمده و خوف بر من كار كرده چنان كه نمىدانستم كه بكجا مىروم، او بمن رسيد و گفت كه بكجا مىروى در آن حال على رسيده قصد او كرده او را بقتل آورد، امير المؤمنين (ع) در آن مجلس بود فرمود: بار خدايا شرك او بواسطه اسلام برطرف شده و اسلام محو گناهان ما تقدم مىكند آنگاه روى بجانب عمر كرد و گفت: چيست ترا كه مردم را بر مىانگيزى بر من و فتنه گذشته را بر پاى مىكنى، عمر از آن ممنوع شد آنگاه سعيد گفت: نبود مرا كه بد آيد كه قاتل پدر من على بن ابى طالب مىبود.
و ديگر غزوه احد است
و اين غزا در شوال وقوع يافت و عمر امير المؤمنين (ع) هنوز به بيست نه سال نرسيده بود.
و سبب اين غزا آن بود كه چون قريش در روز بدر شكست عظيم يافته بآن كه بعضى كشته شدند و بعضى را با سيرى گرفتند از جهت قتل بزرگان ايشان حزن و اندوه بسيار بر ايشان راه يافته، و از قبايل جمع شده و أموال بسيار آوردند، و به لشكريان بخش كردند كه بيايند و انتقام روز بدر