کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣١٩ - فصل
و جماعتى كه با پيغمبر بىسياق هدى بيرون رفتند حق سبحانه و تعالى آيت وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ را فرستاد بعد از آن آن حضرت فرمود كه: عمره در حج داخل است تا روز قيامت، و انگشتهاى مبارك خود را بر يك ديگر انداخته شبكه كرد، يعنى مثل اين و فرمود كه: اگر استقبال ميكردم از أمر خود آنچه استدبار كردهام سياق هدى نمىنمودم.
بعد از آن أمر فرمود تا ندا كردند كه: كسى كه سياق هدى نكرده از احرام بيرون آمده خود را حلال كند و آن را حج عمره گيرد، و هر كه سياق هدى كرده بر احرام خود باشد، بعضى اطاعت كردند و بعضى مخالفت ورزيدند و در ميان ايشان گفت و شنيد شد، بعضى گفتند: رسول اللَّه با سر برهنه خاك آلوده باشد و ما جامه پوشيم و با زنان نزديكى كنيم و روغن ماليم، و بعضى مىگفتند حيا مانع شما نمىشود كه بيرون مىرويد و از سرهاى شما از غسل آب ميچكد و رسول اللَّه بر احرام باشد، و بعضى منكر بودند.
آن حضرت فرمود كه: اگر من سياق هدى نميكردم احلال ميكردم و آن را عمره مىگرفتم، پس هر كه سياق هدى نكرده خود را حلال سازد، بعضى رجوع كردند و بعضى ديگر بر قول ايستادند، آن حضرت فرمود با بعضى كه مصر بودند كه: چرا خود را حلال نميسازيد و حال آنكه سياق هدى نكردهايد؟ ميگفتند:
و اللَّه كه ما خود را حلال نسازيم بآن كه تو احرام داشته باشى فرمود كه: شما هرگز باين ايمان نخواهيد آوردن تا بميريد از اين جهت است كه ايشان ايستادهاند بر انكار متعه حج و تصريح مينمايند بتحريم آن و نهى از آن ميكنند و آن حضرت بمتعه حج فرموده چنانچه معلوم شد.
و احمد بن حنبل أحاديث بسيار در اين باب آورده كه اقتضاء ميكند أمر بآن و حث بر آن