کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٧ - و ديگر غزوه حنين است
بدر همه سر را قدم ساخته بازگشتند بسرعت تمام تا در اطراف وادى بدشمن رسيدند، و ميان ايشان جنگ در پيوست.
و از جانب ديگر وادى مردى از هوازن مىآمد بقصد آن حضرت بر شترى سوار بود و رايت سياهى كه بر سر آن سر نيزه تيز دراز بسته او پيش پيش مىآمد رجزگويان كه منم أبو جرول از خصم جدا نشوم تا او را نيندازم و جمعى بسيار از سواران از عقب او مىآمدند.
امير المؤمنين (ع) چون او را ديد كه بحدت و سرعت هر چه تمامتر بود مىآمد و نزديك شده بآن حضرت عنان توجه بجانب او مصروف داشت و رجز آغاز كرده نعره زد كه ايشان خشك ماندند از آنجا كه بودند، تا رسيدند شتر او را پى كرده او را بر خاك انداخت، و آنگاه بر روى زمين همچو خيارش بدو نيم ساخت.
تابعانش روى بگريز نهادند، آن حضرت بازگشته ديد كه بعضى از مسلمانان عود كردهاند بجنگ و رسول اللَّه ٦ در آن مقام ايستاده و مىگويد كه: بار خدايا چون اول قريش را نكال چشانيدى بآخر ايشان نيز وبال بچشان، ديگر فرمود كه: اين زمان آتش حرب اشتعال يافت و مردم را بر حرب تحريص مىفرمود و مىگفت:
انا النبى لا كذب انا ابن عبد المطلب.
امير المؤمنين (ع) نيز با مسلمانان روى بأهل شرك آورده شمشير در ميان ايشان نهادند،