کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٥٢ - فصل
و از زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب : روايت است كه حسين بن على (ع) آمد نزد عمر در روز جمعه وقتى كه او بر منبر بود گفت عمر را كه: فرود آى از منبر پدر من، عمر گريست و گفت: راست گفتى اى پسر رسول اللَّه اين منبر پدر تست نه منبر پدر من، آنگاه امير المؤمنين (ع) قسم ياد كرد كه اين از رأى و امور و آموختن من نبود؛ عمر گفت: راست ميفرمائى يا أبا الحسن و اللَّه كه ما ترا متهم نميدانيم؛ بعد از آن از منبر فرود آمد و او را برگرفته برد بر منبر و بر جانب خود نشاند و او خطبه ميكرد مردم را و امام حسين (ع) بر منبر با او نشسته، آنگاه عمر گفت: اى مردمان من شنيدم از پيغمبر شما ٦ كه ميفرمود: مرا محافظت كنيد در باب عترت و ذريت من، هر كه مرا محافظت نمايد در باره ايشان خداى تعالى او را محافظت نمايد، و لعنت خداى بر كسى كه بيازارد مرا در آزار ايشان، و رسول اللَّه ٦ اين را سه بار تكرار نمود.
مؤلف كتاب رحمه اللَّه ميفرمايد كه: من مطالعه كردم كتاب موفقيات را كه جامع آن زبير بن بكار زبيرى بوده و ديدم در آن اخبارى كه گمان نداشتم كه روايت كند او امثال اين اخبار را، زيرا كه مذهب او معلوم بود و مذهب آنكه اين كتاب براى او جمع كرده و تسميه اين كتاب باسم مجموع له اوست كه او امير موفق أبو أحمد طلحة بن متوكل است كه برادر معتمد و ولى عهد او بود، و او را در خطبه بدو لقب ذكر ميكردند بدين عبارت كه: اللهم اصلح الامير الناصر لدين اللَّه أبا أحمد طلحة الموفق باللَّه، و ولى عهد المسلمين و أخا امير المؤمنين، و او مرد در دوم رجب سال دويست و هفتاد و هشتم از هجرت، و ناصرش لقب كردند وقتى كه از أمر محمد بن على كه صاحب زنج بود فارغ شد،