کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٨٥ - بيت
٦ برخيزد و پيش فرمايد و همه مردمان در قفاى آن حضرت روند تا منتهى شود بحوض كوثر كه طول او ما بين ايله و صنعاست و ايله شهريست در جنب بصره آنجا توقف فرمايد بعد از آن منادى امام خلايق را ندا كند، و او نيز برخيزد و با آن حضرت آنجا بايستد بعد از آن فرمان دهند خلايق را كه بيائيد و بگذريد أبو جعفر (ع) مىفرمايد كه: بعضى بر حوض كوثر وارد شوند و بعضى ديگر منصرف شوند و بر حوض وارد نشوند، چون حضرت رسول ٦ نگاه كند كه بعضى از محبان و دوستان اهل بيت منصرف شدهاند و بر حوض ورود نيافتهاند بگريه درآيد و گويد: خداوندا اين جماعت شيعه على بن ابى طالباند، حق سبحانه و تعالى فرمايد كه همه را بتو بخشيدم و گناهان ايشان را عفو كردم و بتو ملحق گردانيدم و به ذريت تو كه ايشان آنها را دوست ميداشتند در زمره تو ايشان را درآوردم؛ و بر حوض تو ورود دادم و شفاعت ترا در حق ايشان قبول كردم از جهت اكرام تو.
و ميفرمايد ابو جعفر امام محمد باقر (ع) كه بسا گريهكنندگان در آن روز كه گريند و وا محمدا گويند، چون آن حضرت را ببينند و باقى نماند در آن روز از محبان و دوستان ما مگر كه در سلك ما باشند و با ما باشند در ورود حوض، الحمد للَّه على ذلك.
و در آن كتاب از عبد الرحمن بن قيس روايت ميكند كه من نشسته بودم با امير المؤمنين (ع) بر در قصر تا آفتاب رسيد بديوار قصر، امير المؤمنين (ع) برخاست كه در قصر دررود مردى از همدان برجست و بر دامن مبارك او آويخت و گفت: يا امير المؤمنين حديث كن مرا حديث جامعى كه نفع دهد حق سبحانه و تعالى بسبب آن مرا، آن حضرت فرمود كه: حديث كرد مرا خليل من رسول اللَّه ٦ كه من و شيعه من وارد گرديم بر حوض و سيراب شويم بارويهاى سفيد نورانى و دشمنان تشنه بمانند با