کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٤ - و اما آيات و معجزات آن حضرت
تا او سير شد و بعد از آن باصحاب داد و ايشان مىآشاميدند و چون خالى مىشد باز ميدادند تا همه از شير سير شدند، آخر همه خود آشاميد بعد از آن زوج ام معبد آمد و با او بزهاى لاغرى چند بود ظرف پر شير ديد پرسيد كه اين از كجاست و حال آنكه شما را گوسفند دوشيدنى نبود؟ ام معبد گفت مردى مبارك امروز باينجا رسيد و ببركت او اين گوسفند اين مقدار شير داد و باقى احوال را گفت.
و نقل كرده زمخشرى در كتاب ربيع الابرار از هند بنت جون كه خواهرزاده ام معبد است گفت در آن حال كه آن حضرت در خيمه ام معبد نزول اجلال فرمود اندك قيلوله نمود و چون از خواب بر خواست آب طلب كرد و دستهاى مبارك را بشست و ديگر آب در دهان مبارك كرد و مضمضه فرمود و بريخت در پاى درختى كه بر جانب خيمه او واقع بود ببركت آب دهن آن حضرت آن درخت بزرگ شد و ميوه بسيار بار آورد كه رنگ آن همچو رنگ ورس بود و طعم آن در شيرينى مانند شهد و در خوشبوئى مثل عنبر هر گرسنه كه از آن مىخورد سير مىشد، و هر تشنه كه از آن تناول ميكرد سيراب مىگشت، و هر خسته از اكل آن شفا مييافت، و هر گوسفند و شترى كه از برگ آن مىخورد شيرش بسيار مىشد، و ما آن را شجره مباركه نام كرديم و برگ آن را باطراف و جوانب مىبردند جهت شفا چه جاى ميوه او، و همچنين بود تا ناگاه صباحى بر خواستم ديدم كه ميوهاش