کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١٠ - ذكر در سبقت آن حضرت بتصديق نبوت و سن مباركش در آن وقت
و ديگر چون بغزاى تبوك ميفرمود امير المؤمنين فرمود كه من نيز هم عنانم و تخلف نميكنم آن حضرت قبول نكرد امير المؤمنين گريست آن حضرت فرمود كه اى على راضى نيستى كه باشى از من بمنزله هارون از موسى الا آنكه تو نبى نيستى سزاوار و لايق نميبينم كه من بروم و تو خليفه من نباشى در مدينه ترا ميبايد بود يا مرا و ديگر فرمود كه: تو ولى و وصى منى در هر مؤمنى بعد از من و ديگر آنكه حضرت فرمود كه سد ابواب مسجد نمودند از هر كه بود الا باب على را كه سد ننمودند كه او مىآمد و ميرفت در همه احوال ديگران ممنوع بودند از آمد و شد و ديگر فرمود كه: هر كه من مولاى اويم پس على مولاى اوست و ديگر اخبار نمود حق سبحانه و تعالى ما را كه راضى است از ايشان از اصحاب شجره و او ميداند آنچه در دلهاى ايشانست از اخلاص آيا هيچ كس حديث كرد ما را كه خشم گرفت بر ايشان بعد از آن ابو المؤيد از ابن عباس روايت كند كه سبقتگيرندگان امت سه كس بودند: سابق بموسى يوشع بن نون بوده، و سابق بعيسى صاحب ياسين كه حبيب نجار است، و سابق بمحمد على بن ابى طالب (ع) و در مناقب از عبد اللَّه بن مسعود روايت كند كه اول چيزى كه دانستم از امر رسول اللَّه ٦ آن بود كه