کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٩٤ - در بيان آنكه آن حضرت با قرآن است و قرآن با اوست و او با حق است و حق با او
يا ام المؤمنين بعد از پيغمبر دروغ گوينده بر او بسيار شده لا يزال قائلى مىگويد كه: رسول اللَّه چنين گفت چيزى كه نگفته و ابن سعد حديثى روايت كرد از پيغمبر ٦ و زعم او آنست كه تو نيز شنيده ام سلمه گفت كدام حديث است؟ گفت: زعم او آنست كه رسول اللَّه ٦ فرموده مر على را كه: تو با حقى و حق با تست، ام سلمه گفت كه: سعد راست گفت و در خانه من اين فرمود آن حضرت، معاويه آنگاه روى با سعد كرد و گفت: اين زمان من خود را ملامت ميكنم كه تو چرا نزد من نبودى و اللَّه كه اگر من اين را از پيغمبر ٦ شنيده مىبودم هميشه خادم على خواستم بود تا مىمردم.
مؤلف كتاب رحمه اللَّه ميفرمايد كه: نظر كن اى ناظر كه حق سبحانه و تعالى ترا هدايت فرمايد بطريق حق، و ترا بينائى كرامت كند كه حق را از باطل بازشناسى، معاويه غاويه و استمرار او بر بغى و سلوك او در طريق غى و ضلالت و مكابره او با حقى كه آثار حقيقت او ظاهر است در غايت ظهور، و اخبار فضائل و مناقب او باهر است نزد جميع جمهور، و عدول آن بىسعادت از طريق حق و بقاى او بر أمر ناحق كه آن حق امير المؤمنين (ع) بود چگونه توان آفتاب را بنقاب پوشانيدن يا شراب را بسراب قياس كردن.
|
حال پاكان را قياس از خود مگير |
گر چه باشد در نوشتن شير شير |
|
و در اين حديث بچندين موضع دلالت كرد بر بهتان او كه از طريق حق گشته است، و بر مركب هوى سوار شده و تابع شيطان نفس اماره گشته، و حب دنيا ديده دل او را بسته، و رشته امور آخرت را گسسته، و حق در دل او خطور نميكند، و خير بر لسان او جارى نميشود.
و بيان اين آنست كه هر گاه غالب شد بر انسان هواى نفس سركش و عنان او را پيچانيد به امرى