کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٣ - ذكر اسماء خير البشر
صناديد قريش را ذليل ساخت و طواغيت ايشان را بقتل آورد، از اين جهت باين اسم متسم شد.
و ديگر متوكل است كه تمام امور خود را بحق تعالى بازگذاشته بود، چه اگر مصيبتى عظيم پيش آمدى رضا بقضا بدادى و رجوع بحضرت حق كردى و اصلا بحول و قوت خود تكيه نكردى در بلا صابر و در غنا شاكر بودى، در دنيا لحظه نياسود، و بلذات او ميل نفرمود، و دامن همت از آن در چيده بود، و ديده نهمت فرو خوابانيده.
دايم فرمودى كه مرا با دنيا چه كار كه مثل دنيا آنچنان است كه سوارى در گذارى بپاى درختى در سايه او زمانى خواب كند و بعد از ساعتى از آنجا روان شود.
و ديگر مىفرمود كه كسى كه بامداد كرد با امنيت و صحت بدن و قوت يك روزه او را هست پس او از دنيا فراغتى دارد.
و مىفرمود بعضى از حرمهاى خود را كه چيزى از براى فردا خود نگاه مداريد كه رزق فردا فردا بشما خواهد رسيد.
و ديگر از اسماى مباركه آن حضرت قثم است و او را دو معنى است: يكى بمعنى اعطاست و آن حضرت كريمتر از أبر گوهربار بود و سخىتر از بحر زخار. أعرابى گفت كه از آن حضرت سؤالكرده بود و مدعاى خود يافته كه محمد ٦ اعطاى بسيار ميكند و از خوف فقر انديشه ندارد، و در روز هوازن آنچه اعطا فرموده بود بقيمت در آورده بودند گويند كه پنجاه هزار