کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٨٦ - بيت
رويهاى سياه ظلمانى و سخن را كوتاه كن ترا حشر كنند با كسى كه او را دوست ميدارى، و از براى تست نيكى كه اندوخته، بگذار مرا يا اخا همدان، در اين حديث پنديست و موعظه كسى را كه بيدارى باشد.
و زمخشرى در كتاب ربيع الابرار آورده روايت از امير المؤمنين (ع) كه: پيغمبر ٦ فرموده كه در آن شب كه مرا بمعراج بردند جبرئيل (ع) آمد و دست مرا گرفت و برد و نشاند بر بساطى از بساطهاى بهشت و بمن سفر جلى داد و من آن را مىگردانيدم ناگاه شكافت و از آن حوراء بيرون آمد كه بحسن و جمال او نديده بودم و گفت: السلام عليك يا محمد، گفتم كيستى تو؟ گفت من راضيه مرضيهام كه خالق جبار مرا خلق كرده از سه صنف: أسفل من از مشك است و اوسط من از كافور، و اعلاى من از عنبر كه سرشتهاند مرا از آب حيوان، أمر جبار شد كه بباش، من بشدم، حق سبحانه و تعالى مرا خلق كرده از جهت برادر و ابن عم تو على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه.
و در مناقب ابن مردويه روايت ميكند از أبى سعيد خدرى كه من يك روزى بالقصد رفتم نزد رسول اللَّه ٦ فرمود كه: يا أبا سعيد، گفتم: لبيك يا رسول اللَّه ٦ فرمود: كه خداى تعالى را عمودى هست در تحت عرش كه نور ميدهد از براى أهل بهشت همچنان كه آفتاب نور مىبخشد از براى أهل دنيا، آن را نيابد مگر على بن أبى طالب (ع) و دوستان او.
و در مناقب ابن مغازلى از أبى هريره روايت ميكند كه يك روزى ما با پيغمبر ٦ نماز صبح گزارديم بعد از آن فرمود كه: هيچ دانستيد كه جبرئيل براى چه نازل شده بود؟ گفتند: نه، فرمود براى آن