کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٦٨ - و از بقاياى حرب صفين حرب نهروان است
نميكرد و من اقتدا بآن حضرت كردم، اكنون شما را هيچ دغدغه باقى نيست، ساكت شدند.
بعد از آن جماعتى از ايشان از هر ناحيه فرياد كردند كه: التوبه التوبه يا امير المؤمنين، و هشت هزار كس از ايشان طلب امان كردند از آن حضرت و چهار هزار كس بر حرب مصر شدند، أمر فرمود آن حضرت كه: أهل توبه از ايشان جدا شوند در آن وقت، و با اصحاب خود روان شد تا نزد ايشان رسيد عبد اللَّه بن وهب و ذو الثديه حرقوص پيش آمده گفتند كه: ما اين را نميكنيم مگر از براى رضاى حضرت عزت، و از براى ذخيره آخرت، آن حضرت اين آيت را خواند كه هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً يعنى خبر كنيم شما را بزيانكارترين مردمان از روى كردارها آنانند كه گم شد و ضايع گشت شتافتن ايشان بعملهاى نيكو نما در زندگانى دنيا مثل خوارج كه نماز گزارند و روزه دارند و قرآن خوانند و در روى امام معصوم مفترض الطاعه شمشير كشند، و ايشان ميپندارند كه نيكوئى ميكنند آن كار را أحوال ايشان همه حبط و ضايع است.
بعد از آن نار قتال روى باشتعال نهاد، و شراره اشرار زبانه كشيده ايشان را بزبانيه هاويه راه نمود.
فارسى از ايشان شق صفوف كرده و در ميدان آمد كه او را أخنس طائى ميگفتند و امير المؤمنين (ع) را بمبارزت طلبيد، امير المؤمنين (ع) مبادرت فرمود بيك ضربت او را بمقر سقر و اصل ساخت.
بعد از آن ذو الثديه رديه تاخته ضربتى بر آن حضرت حواله كرد و آن حضرت سبقت نموده ضربتى زد بر فرق او كه خود او با سرش بشكافت، اسب او را برداشته برد تا آخر معركه در مغاكى داليه كه بر شط نهروان بود آنجا انداخت.
«ج ٢٣»