کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٣٦ - ذكر در سبقت آن حضرت بتصديق نبوت و سن مباركش در آن وقت
٦ فرمود كه: يا على اگر بنده بود كه عبادت كرده باشد خداى عز و جل را آن مقدار كه نوح اقامت كرده بود در ميان قوم، و مثل كوه احد او را زر بوده كه نفقة كرده باشد در راه خداى تعالى، و آن قدر عمر يافته كه هزار حج در هزار سال بجاى آورده باشد بهر دو قدم خود يعنى حج پياده گذارده باشد و مظلوم كشته شده باشد ميان صفا و مروه و دوستى ترا اختيار نكرده باشد اى على رائحه جنت بمشام او نخواهد رسيد و هرگز ببهشت داخل نخواهد شد.
و نيز در مناقب است مروى از حافظ سليمان بن ابراهيم الاصفهانى مرفوع بعايشه كه او روايت مىكند كه پيغمبر ٦ در خانه من در وقت احتضار فرمود كه: حبيب مرا از براى من طلب كنيد، من پدرم را طلب كردم چون نظر آن حضرت بر او افتاد سر مبارك برداشت و فرمود ديگر بار كه: حبيب مرا طلب كنيد، من گفتم واى بر شما از براى او على بن ابى طالب را طلب كنيد كه بخدا سوگند كه غير او را نميخواهد، بعد از طلب آمد و چون آن حضرت نگاه كرد و امير المؤمنين را ديد جامه كه بر او بود برداشت و امير المؤمنين را در زير آن جامه برد و با او راز گفت و تربيت فرمود تا رحلت نمود و همچنين دست مباركش بر روى على بود.
و نيز در مناقب از معاوية بن ثعلبه روايت مىكنند كه مردى آمده نزد أبو ذر در وقتى كه در مسجد نشسته بود با امير المؤمنين (ع) و گفت: اى ابو ذر آيا حديث نميكنى بما كه دوستترين مردم بسوى تو كيست و اين هم مىدانيم كه دوستترين ايشان بسوى تو دوستترين ايشان است بسوى رسول اللَّه أبو ذر گفت: بلى چنين است و بحق آن خداى كه جان من بقبضه قدرت اوست كه أحب ايشان بسوى من أحب ايشان است بر رسول اللَّه و او اين شخص است؛ و اشارت بأمير المؤمنين كرد.