کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٥٢ - در ذكر سد ابواب
محتلم ميشويد و مناسب نيست، بعد از آن ايشان در حوالى مسجد خانهها بنا كردند و درها در مسجد گشودند.
بعد از آنكه أمر بسد ابواب شد پيغمبر ٦ معاذ بن جبل را فرستاد به ابو بكر كه سد باب كند، معاذ بن جبل گفت: پيغمبر امر فرموده كه از مسجد بيرون روى و در را از مسجد برطرف كنى گفت: سمعا و طاعة او از مسجد بيرون رفته در را گرفت.
بعد از آن فرستاد به پيش عمر كه امر رسول است كه در را از مسجد بگيرى و از مسجد بيرون روى، گفت: فرمان بردارم غير از آنكه من راغبم بامر الهى اما مرا در آنجا چراغ دانى باشد، معاذ آنچه او گفته بود بر پيغمبر عرض كرد.
و ديگر رفت نزد عثمان كه حكم پيغمبر است كه سد باب كنى و از مسجد بيرون روى گفت:
فرمان از آن خداى و رسول است هر چه فرمايند.
ديگر رفت پيش حمزه و او نيز سد باب كرده گفت أمر أمر خدا و رسول او است و امير المؤمنين على (ع) در اين امر متردد بود نميدانست كه اقامت كند يا بيرون رود، پيغمبر ٦ بنا فرموده بود از براى او خانه را در ميان خانههاى خود گفت مر او را كه: ساكن شو بپاكى و پاكيزگى كه دارى. اين خبر بحمزه رسيد كه امير المؤمنين (ع) را قرار داد كه سد در ننمايد، حمزه آمده گفت: يا محمد ما را بيرون ميكنى و كودكان بنى عبد المطلب را بحال خود نگاه ميدارى، آن حضرت فرمود اگر اين امر بدست من ميبود من هيچ كس را از شما بيرون نميكردم، بخدا سوگند كه من اين امر را بر او مقدر نداشتهام مگر حق جل و علا و تو هر آينه بر خيرى از جانب حق