کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٦٩ - فصل
|
بمرضى السياسة هاشمى |
يكون حيا لامته ربيعا |
|
|
و ليثا في المشاهد غير نكس |
لتقويم البرية مستطيعا |
|
|
يقوم امرها و يذب عنها |
و يترك جدبها ابدا مريعا |
|
يعنى در روز دوح كه روز غدير خم است حضرت بامر كردگار ظاهر گردانيد از براى امير المؤمنين امامت و خلافت را اگر اطاعت كنند معاندان و سر از فرمان نه پيچند، و لكن خلايق حاضره آنجا در آن روز بيعت كردند بر امر خلافت فأما من نديدم مثل آن خطرى كه ضايع ساختند بآن كه بعد از آن انكار نمودند، پس بسا لعنى كه متوجه آن جماعت است كه اقرار را انكار كردند و بدتر آن لعن بر آن كس كه أول اين صنعت كرد و اين قاعده نهاد پس براى اين حركت شنيع أقرب ايشان كه شمه عدل ميورزيد سررشته او بجور كشيد و أحفظ ايشان كه دعوى ديندارى داشت به تضييع منجر گشت و ضايع ساخت أمر مقتداى خود را پس گمراه شدند و اقوم ايشان كه داعيهاش اين بود كه در دين قايم است بواسطه اين حادثه ترسيده آن را از دست گذاشت، و فراموش كردند حقوق ديرينه او را و بر او دست تعدى گشودند بىكره و اجبارى و حال آنكه آن حضرت ايشان را قرين و همنشين بود، پس بگو اى حق گوى بنى اميه را هر جاى كه فرود آيند و ديوان مظالم را بر پاى كنند و اگر چه ترسى از شمشير آبدار هندى و بيم قتل باشد: كه گرسنه كناد حق سبحانه و تعالى آن كس كه شما او را سير كرده باشيد و سير گرداناد آنكه شما او را گرسنه گذاشته باشيد، و برضاى دوستان اميد از حضرت منان است كه حسام صرام سياست هاشمى در ميان شما درآيد و انتقام از شما بكشد و بفيض باران رحمت خود رياض محتاجان را كه امت عبارت از ايشاناند ربيعوار سبز و خرم سازد و شير بيشه شجاعت بهجوم نامردان روى گردان نميشود و امر خلايق را قايم ميسازد و منع مكاره از محبان مينمايد، و شر دشمن از ايشان دفع ميكند، و ريعان و كشتزار ايشان هميشه تازه و خرم ميدارد كه باد قهر خصم بر ايشان نميتواند وزيد كه آن را خشك و بىرونق سازد، اين حال موقوف صاحب امر است كه از غيب بيرون آيد و بصمصام انتقام سياه خانهاى اهل نفاق بآتش قهر بسوزاند و گلشنهاى أهل وفاق را بباران مرحمت تازه و خرم گرداند، اللهم ارزقنا من عظيم نواله و اجعلنا من المشرفين بلقائه و وصاله.
و ديگر حضرت رسول اللَّه ٦ فرموده: مثل اهل بيت من مثل كشتى نوح پيغمبر است ٧ كه بر او كسى سوار شد از تلاطم طوفان مخالفت خلاص شد و كسى كه از آن تخلف كرد در درياى قهر الهى غرق شد از دام آب بآتش پيوست