کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٢٤ - از آن جمله واقعه جمل است
بصره رفتند و امير المؤمنين (ع) از مدينه بيرون فرموده بطلب و جست و جوى ايشان بود.
تا نزديك به بصره رسيد كتابتى نوشت بطلحه و زبير كه:
اما بعد شما معلوم داريد كه من كسى را به بيعت خود دلالت نكردم تا ايشان بطوع و رغبت آمدند در ربقه بيعت من و تا مبالغه از حد ببردند و مرا مكروه گردانيدند من ميل به بيعت ايشان ننمودم و شما از آن مردم بوديد كه بارادت و رضا آمديد و بمن بيعت كرديد بىكره و اجبار، چه سلطان غالب مسلط بر شما تكليف بيعت نميكرد، و غرضى در ميان نبود اكنون اگر شما برضا و اختيار به بيعت من درآمده بوديد پس رجوع بحق تعالى نمائيد بتوبه آنچه از شما بوقوع آمده، و اگر بيعت شما بىرضا و اختيار بوده پس من راه بر شما مىگيرم كه چرا اظهار طاعت ميكرديد و اخفاء معصيت مينموديد، و تو اى زبير از فارسيان قريشى، و تو اى طلحه از شيخ مهاجرينى و دفع كردن شما اين امر را از خود پيش از آنكه در آن شروع نمائيد أوسع است از براى شما از خروج شما از آن بعد از اقرار شما بآن أمر.
و أما آنكه مىگوئيد كه: من كشتهام عثمان بن عفان را پس ميان من و شما است كسى كه تخلف كرده از من و از شما از أهل مدينه، شما احوال را مىدانيد باز لازم است هر مردى را بقدر آنچه متحمل آن شده كه از عهده بيرون آيد و اولياء دم او بنى عثماناند اگر مظلوم كشته شده آنچه شما مىگوئيد بايد كه ايشان بگويند، و شما دو مرد از مهاجرين بيعت كرديد بمن بعد از آن شكستيد و بدان اكتفا نكرده مادر خود را از خانهاش بيرون آورده با خود متفق ساختيد، با آنكه حق تعالى امر فرموده بقرار گرفتن او در خانه، حق سبحانه و تعالى كفايت كند شما را، و السلام.