کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٥٦ - و ديگر غزوه احد است
مىآموزانى و اللَّه كه در اين صحرا هر گودالى كه باشد از كشته پشته سازم.
بعد از آن امير المؤمنين (ع) بوى رسيده درهم آويختند و دو ضربت در ميان رد شد آنگاه آن حضرت يك ضربتى بر كدوى سر او زد كه با يك چشمش پرانيد، فرياد عظيمى از نهاد او برآمد بر زمين افتاد و جان داد، و لواى او را برادرش مصعب اخذ كرده عاصم بن ثابت بوى رسيده او را بقتل آورد، بعد از آن برادر ديگرش عثمان لوا را برداشت عاصم او را نيز به برادرش ملحق ساخت، پس از آن او را غلامى بود صواب نام او لوا را برگرفت و او أشد مبارزان بود در حرب امير المؤمنين (ع) بوى ملاقات كرده في الفور بضرب بازوى حيدرى دست راست او را انداخت، لوا را بدست چپ گرفت و نبرد ميكرد، آن حضرت بقوت صفدرى دست ديگر او را جدا ساخت، او بازوهاى خود را جمع كرده لوا را بسينه برداشت و همان حرب مىنمود تا آن حضرت ضربتى ديگر بر فرق سر او زد كه شكافت و دو نيمه ساخت، آنگاه علم كفر نگونسار شد و اهل شرك روى بانهزام آوردند و مسلمانان روى بر غنايم ريختند.
چون نگاهدارندگان رخنه كوه اين چنين مشاهده كردند كه غنايم فوت مىشود از عبد اللَّه بن عمرو ابن حزم كه امير ايشان بود رخصت طلبيدند از براى اخذ غنيمت گفت كه: رسول اللَّه ٦ فرمود كه از اين موضع نرويد تا آن حضرت اذن نفرمايد گفتند: بلى چنين فرمود أما نمىدانست كه كار باينجا خواهد رسيد كه مىبينى كه از لشكريان كسى نماند و غنيمت فوت مىشود، امير خود را در آن رخنه كوه گذاشتند و روى بغنايم آوردند.
چون خالد بن وليد رخنه را خالى يافت بر عبد اللَّه تاخته او را بقتل آورد و با قوم خود از عقب «ج ١٦»