ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨١١
به فرق ميان اولو العزم نيست، و بسا كه به اين حديث استدلال شود كه فاطمه (ع) هم افضل از آنها است ولى خالى از اعتراض نيست، زيرا ممكن است كه كفو بودن مشروط به افضليت زوج باشد بلكه ظاهر اين است، و شايد سخنى نباشد در اينكه امير المؤمنين از فاطمه (ع) افضل است گر چه همه از يك نورند، و اللَّه اعلم به حقائق احوالهم و انوارهم و اسرارهم. از مجلسى (ره)- لم افهمه، در نسخههاى ما چنين است و بنا بر اين ضمير قال در پيش از «فرفع يده» به آن زبيرى برگردد و مقصود اين است كه آن زبيرى هم اين معجزه را براى مردم نقل كرده است ولى در روايت بصائر، لم يفهمه وارد است و آن درستتر است. از مجلسى (ره)- يكى از اهل تأويل گفته است: اين دو شهر كنايه از دو رتبه عالم مثال است كه يكى بر دنيا مقدم است و آن شهر شرقى است و يكى بعد از آن است و آن شهر غربى است، و با روى آهنين كنايه از صلابت و عدم امكان ورود به آنها است جز از درهاى آنها، و بسيارى زبانها در آنها كنايه از اختلاف خلائق است در سليقههاى خود تا آنجا كه شماره نشود، و حجت بودن آن حضرت و برادرش روشن است چون آنان امام همه خلقند. انتهى. از مجلسى (ره)- بر اين تأويل ممكن است معنى «وَصَّينا» اين باشد كه او را وصى نموديم به سبب والدينش، و معنى «حسُناً» اين باشد كه ملازم باش نيكى را چنانچه گفتهاند، ولى بعيد است و بنا به قرائت «حسُناً» به فتح حاء و سين اين تفسير موجه است، در مجمع البيان گفته: اهل كوفه «احساناً» خواندهاند و ديگران «حسناً». از مجلسى (ره)- مژده از طرف خدا و رسولش بر پايه اختيار بوده نه دستور، تا ردَّش موجب ردَّ بر خدا و رسول باشد.
«حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ» يعنى تن و خردش نيرومند گردد.