ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢٩ - در خمس غنيمت
شما مرا از اين باره حلال كنيد.
در پاسخ فرمود: و اين با ما است؟ اين با ما نيست، ما را نرسد كه حلال كنيم يا حرام كنيم، آن دو مرد بيرون شدند و امام صادق (ع) خشمگين شد و أحدى آن شب خدمت آن حضرت نرسيد مگر آنكه امام صادق (ع) با او آغاز سخن كرد و فرمود: شما تعجب نمىكنيد از فلانه كس، آمده است و نسبت بدان چه بنى اميه كردند، از من حلاليت مىخواهد، گويا به نظرش مىرسد كه اين كار با ما است و در آن شب كسى كم يا بيش سودى به دست نياورد جز همان دو مرد نخستين، زيرا آن دو تن حاجت روا شدند.
١٦- از ضريس كناسى، گويد كه: امام صادق (ع) فرمود:
از كجا مردم به كار زنا وارد مىشوند؟
گفتم: قربانت، من نمىدانم.
فرمود: از بابت خمس ما اهل بيت، جز شيعيان حلالزاده خود ما، كه خمس بر آنها حلال شده به خاطر آنكه حلال زاده باشند.
١٧- از امام صادق (ع) كه مىفرمود: ما مردمى هستيم كه خدا طاعت ما را واجب كرده است، انفال، از ما است و برگزيده مال از ما است.
١٨- از ابان بن تغلب از امام صادق (ع) در باره مردى كه بميرد و نه وارثى دارد و نه آزادكنندهاى، فرمود: او از اهل اين آيه است كه خدا فرموده است (١ سوره انفال): «از تو پرسند از انفال»