ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨٩ - مصاحبه نصرانى با موسى بن جعفر(ع)
رساندم. آن دانشمند به من گفت: اگر تو علم نصرانيت را مىخواهى، من داناتر عرب و عجم در آن و اگر علم يهودى را مىخواهى، با طى بن شرحبيل سامرى امروز بدان از همه مردم داناتر است و اگر علم اسلام و علم تورات و علم زبور و كتاب هود و هر آنچه بر پيغمبرى از پيغمبران فرود آمده در اين روزگار تو يا روزگار ديگران و آنچه از آسمان فرود آمده از هر گزارشى و آن را كسى دانسته يا كسى ندانسته، مىخواهى آنچه در آن بيان هر چيز است و درمان جهانيان است و جان است براى هر كه جان خواهد و بينائى است براى هر كه خدا برايش خير خواهد و انس با حق است، من تو را بدان رهنمائى كنم دنبال آن برو گر چه با پاى پياده، و اگر نتوانى با سر زانو، و اگر نتوانى با كشيدن پائين تنه، و اگر نتوانى با كشيدن چهره خود.
گفتم: نه، من براى رفتن توانايم هم در تن و هم در داشتن، گفت: پس فورى برو تا برسى به يثرب، گفتم: من يثرب را نمىشناسم، گفت: برو تا به مدينه پيغمبرى كه در عرب مبعوث شده و او است پيغمبر عربى هاشمى، چون در آن در آمدى از كوى بنى غنم بن مالك بن نجار پرسش كن كه نزديك در مسجد مدينه است و خود را در وضع نصرانيان بنما و زيور آنان را در بر كن، زيرا والى مدينه نسبت به آنها سختگير است و خليفه سختگيرتر است (شايد براى اين بوده كه مورد نفرت مردم باشد تا مزاحم كار او نباشند) سپس نشانه بنى عمرو بن مبذول را بگير كه در بقيع زبيرند و سپس آنجا از موسى بن جعفر پرسش كن كه در كجا منزل دارد و خودش كجا است، مسافر است يا حاضر، و اگر مسافر باشد خود را به او برسان زيرا هر جا در سفر باشد نزديكتر از اين مسافتى است كه به سوى او طى كردى و سپس به او بگو كه مطران علياى غوطه