ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦١ - باب روش امام در باره خودش و در خوراك و لباسش وقتى متصدى امر باشد
كنار شد و هرگز ديدى كه بردن حقى را خدا تعالى نعمت سازد جز اين.
٣- به چند سند از امير المؤمنين (ع) راجع به احتجاج آن حضرت بر عاصم بن زياد كه عبا پوشيده و جامه نرم را از تن دور كرده روايت شده كه برادرش ربيع بن زياد شكايت او را به امير المؤمنين نمود و گفت: با اين روش خاندان خود را غمنده و فرزندان خود را اندوهناك ساخته.
امير المؤمنين فرمود: عاصم بن زياد را نزد من بياوريد، او را آوردند چون او را ديد روى بدو ترش كرد و به او فرمود: از خانواده خود شرم نكردى و به فرزندانت رحم نكردى، تو معتقدى كه خدا طيبات را براى تو حلال كرده و نخواسته تو از آنها برى بگيرى، تو در پيش خدا از اين زبونترى.
آيا خدا نيست كه فرموده (١٠- ١١ سوره رحمان): «زمين را براى مردم بر نهاديم، در آن ميوه است و نخل صاحب غنچهها» آيا خدا نيست كه مىفرمايد (١٩ سوره رحمان): «آميختند دو دريا و به هم برخوردند، ميانشان برزخى است كه به هم برنيايند» تا آنجا كه مى فرمايد: «از آنها لؤلؤ و مرجان بر آيد» به خدا سوگند پذيرش نعمتهاى خدا به كردار نزد او دوستتر است از پذيرش آنها به گفتار (يعنى به ذكر و دعا) و خدا عز و جل فرموده (١١ سوره ضحى): «و امّا به نعمت پروردگارت باز گو كن».
عاصم عرض كرد: يا امير المؤمنين پس چرا خود در خوراكت به طعام ناگوار و درشت اكتفاء كردى و در لباست به جامه زبر و درشت؟
فرمود: واى بر تو به راستى خدا بر امامان عادل لازم كرده