ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣٩ - باب آنچه پيغمبر در باره خير انديشى نسبت به ائمه مسلمين و ملازمت جمعيت آنان فرمان داده است
معاويه و مروان بن حكم و همه آن كسانيند كه گواهى آنان را در دست نداريم و نماز دنبال آنها نخوانيم؟ و سومى كه ملازمت با جماعت آنها است مقصود كدام جماعت است؟
مقصود جماعت مرجئه است كه مىگويند هر كه نماز هم نخواند و روزه هم نگيرد و غسل جنابت هم نكند و خانه كعبه را هم خراب كند و مادرش را هم بگايد به محض نام مسلمانى كه بر خود نهاده است در ايمان هم درجه جبرئيل و ميكائيل است؟
مقصود جماعت قدرىها است؟ كه مىگويند: آنچه خدا خواست نشد و آنچه ابليس خواست مىشود؟
مقصود جماعت حرورىها و خوارج است؟ كه از على بن ابى طالب (ع) بيزارند و او را كافر مىدانند؟
مقصود پيروان جهم است؟ كه مىگويد: ايمان همان خداشناسى است و ديگر چيزى جز آن نيست؟
سفيان گفت: واى بر تو در معنى اين دو جمله حديث چه مىگويند؟
گفتم: مىگويند مقصود از امامى كه خير انديشى براى او واجب است بر ما، على بن ابى طالب (ع) است.
و مقصود از جماعتى كه ملازمت آنها واجب است خاندان او است. گويد: آن نامه را گرفت و دريد و سپس به من گفت: از آن به احدى خبر مده.
٣- امام باقر (ع) فرمود كه رسول خدا (ص) فرموده است:
خدا عز و جل به دوستدارى از خود نگاه نكند كه در طاعت و خير انديشى امام خويش كوشا است جز آن كه او همراه ما است در رفيق