ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٢٥ - باب در اينكه چيز حقى در دست مردم نيست جز آنچه از نزد ائمه(ع) بيرون آمده و هر چه از نزد آنها نباشد، باطل است
و قوم تو است» برود حَكَم به راست يا چپ، به خدا علم اخذ نشود جز از خاندان رسول (ص) كه جبرئيل بر آنها نازل شده است.
٦- سلام بن سعيد مخزومى گويد: در اين ميان كه من نزد امام صادق (ع) نشسته بودم عبّاد بن كثير عابد بصريان، و ابن شريح فقيه و مفتى اهل مكه خدمت آن حضرت آمدند و ميمون قداح آزاد كرده امام باقر (ع) هم نزد آن حضرت بود، عبّاد بن كثير به امام صادق عرض كرد: يا ابا عبد الله رسول خدا (ص) را در چند جامه كفن كردند؟
فرمود: در سه جامه دو بُرد صحُارى بافت (صُحار- به ضم- قريهاى است در يمن كه بُرد يمن را بدان نسبت مىدادند) و يك جامه حبره از بُردهاى يمن و بُرد كمياب بود، گويا عبّاد بن كثير از اين جواب روى در هم كشيد و آن را نپسنديد.
امام صادق (ع) فرمود: به راستى نخله مريم (كه عيسى را در سايه آن زائيد و خطاب رسيد از آن بتكاند و بخورد) خرماى عجوه بود و از آسمان آمده بود و هر چه از ريشه آن روئيده بود عجوه بود (عجوه يكى از بهترين انواع خرماى مدينه است و پيغمبر نخله آن را كاشته) و آنچه هسته آن را از اينجا و آنجا جمع كرده كاشتند نوع ديگر بود و خرماى دقل بود.
و چون از حضور امام بيرون شدند عبّاد بن كثير به ابن شريح گفت: به خدا اين مثلى كه امام صادق (ع) براى من زد نفهميدم، ابن شريح گفت: اين غلام (يعنى ميمون قداح) به تو خبر مىدهد زيرا او هم پرورده آنها است، عبّاد از ميمون قداح پرسيد، ميمون گفت:
نفهميدى به تو چه گفت، گفت: نه به خدا، گفت: او براى خود مثلى زد و به تو خبر داد كه او از فرزندان رسول خدا (ص) است و علم