ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٤٩
تقسيم كرد و خودشان را آزاد كرد و بنى النضير و بنى قينقاع را تبعيد كرد و اموال منقول آنها را به خودشان داد، ولى مردان بنى قريظه را كشت و بچهها و زنهايشان را اسير كرد و اموالشان را بر مهاجرين تقسيم كرد و بر اهل مكه منت نهاد و آنها را آزاد كرد. از مجلسى (ره)- لنا، يعنى از بنى هاشم يا مخصوص خود اوصياء است زيرا تصرف در خمس حق آنها است و ساير اصناف جيره خوار امامند و به آنها براى نفقه عطا ميدهد. از مجلسى (ره)- قوله و ما غلبوا الّا ما احتوى عليه العسكر، ظاهرش اين است كه اموال غير حاضر در جبهه از غنائم محسوب نيست و مختص به امام است و يا از عموم مسلمانان است و اين خلاف مشهور است مگر اينكه گفته شود اگر قشون آنها را به زور گرفته باشند در مضمون ما احتواه العسكر داخل است و گر نه جزء انفال است، و ممكن است گفت معنى «ما احتوى عليه العسكر» اين است كه در تصرف او آيد نه آنكه در خصوص ميدان جنگ باشد و آنچه نهفته و زير زمين گنج شده باشد از غنيمت بيرون است و اين وجه نزديك به فهمى است.
اعراب، باديهنشينانند و گفتهاند مقصود عموم كسانيند كه نام مسلمانى بر خود نهاده، ولى معناى آن را به خوبى درك نكرده و وصف نتوانند و عدم شركت آنها در غنيمت با شركت در نبرد قولى است مشهور ولى ابن ادريس آنها را شريك در غنيمت داند. پايان نقل از مجلسى.
من مىگويم: آنچه ابن ادريس گفته درستتر به نظر آيد، زيرا محروميت باديهنشينان از لوازم و متعلقات قانون وجوب هجرت بوده است براى تشويق آنان به اجتماع آنان در دار الهجره و شركت در پرورش و آموزش پيغمبر و حمايت از مراكز اسلام كه نو بنياد بود و هر ساعت در معرض هجوم كفار قريش بود و هم به حساب ضعف بنيه مالى مردم مدينه و مركز اسلام ولى