ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٤٨
نقل كرديم از او در معنى غنيمت طبق نظر جمهور مفسرين در معنى لغوى غنيمت، كه برخى از اصحاب ما خمس را در هر فائدهاى واجب دانسته كه به دست انسان آيد از كسب و سوداورگانى و در كنوز و معادن و غوص و جز آن از آنچه در كتب نام بردهاند، و ممكن است براى آن به همين آيه استدلال كرد زيرا در عرف لغت غنم و غنيمت بر همه اينها صادق است، و ظاهر اين است كه مقصود او وجوب خمس، همان هفت چيز است چون آن را به اصحاب نسبت داده، و معنى آن همه اصحاب يا اكثر آنها است و قول به وجوب خمس در هر فائدهاى از هيچ كدام نيست على الظاهر، و باز گفته: در كتب مذكور است و اين عموم در كتب نيست و گويا مقصودش استدلال براى فقه شيعه است به آيه شريفه در برابر عامه كه آن را مخصوص به غنائم دار الحرب دانند و اين اختصاص درست نيست.
قوله: فهو الانفال، اشاره است به قول خدا تعالى (١ سوره انفال): «از تو پرسند از انفال، بگو انفال از آن خدا است و رسولش». از طبرسى (ره)- ابن عباس گفته است كه: «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى» در باره اموال كفار اهل قرى نازل شده است كه بنو قريظه و بنو النضير باشند كه در خود مدينه بودند و در باره فدك كه در سه ميلى مدينه بوده و در باره خيبر و دهات عرينه و ينبع كه آنها را خدا خاص رسول خود كرد تا هر چه خواهد با آنها بكند و گزارش كرد كه همه از آن او است، چون مردمى گفتند: چرا انها را قسمت نكنى؟ و اين آيه نازل شد.
و گفته شده است كه آيه نخست در باره خصوص اموال بنى النضير است و آيه دوم در اموالى است كه بىنبرد به دست آمده است، و گفتهاند هر دو آيه در يك موضوع است و آيه دوم بيان مصرف و تقسيم همان مورد آيه اول است.
و در اين آيه اشاره است كه تدبير امّت با پيغمبر است و امامانى كه جانشين اويند و براى همين صاحب اختيارى، پيغمبر اموال يهود خيبر را