ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧١ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
كلى و اجتماعى كه بايد نتيجه اين حكم خصوصى و خانوادگى باشد و آن رعايت و قدر دانى از خدا آفريننده هر چه هست و پديد آورنده پدر و مادرى كه سفارش آنها شده است، و از وسيله ارتباط با خدا و نماينده او در محيط زندگى فرد كه پيغمبر خدا و وصى پيغمبر باشد، و در اينجا يك تحول سه مرحلهاى يا مراحل سهگانهاى براى انسان تعيين شده است كه هر كدام نتيجه و تفسير مرحله سابق خود هستند و به هم مربوطند و هر سابقى مقدم بر لا حق است:
١)- پيدايش انسان و نشو و نماى خاندانى و جسمانى او كه به وسيله پدر و مادر و پرورش و نوازش آنها است و اين دوران پيدايش انسان از نظر عائله و پدر و مادر و خانواده تا سن دو سالگى است كه كودك شير خوار است، تا اين مدت است كه كودك صد در صد در پرورش خالص پدر و مادر مىگذراند و تأثير محيط و عوامل ديگر در او ناچيز است ولى پس از اينكه دو سال تمام بر او گذشت و از شير مادر بريده شد زندگى او عوض مىشود و با محيط عمومى سر و كار پيدا مىكند و از چند جهت زير تأثير عوامل خارج واقع مىشود:
اول از نظر خوراك و جامه و وضع معيشت، و دوم از نظر مناظر و ديدنيها و شنيدنيها و هر چه در اين سن ادراك مىكند كه البته در روح او اثر بخش است و روحيه مخصوص او را پايهگذارى مىكند و بسا تحويل كودكستان داده مىشود و ديگر به كلى ارتباط خانوادگى و پدر و مادرى او پايان مىپذيرد.
و ممكن است كلمه باء در «وَ لِوالِدَيْكَ» باء الصاق باشد و منظور اين باشد كه ما در باره انسان سفارش كرديم از دورانى كه با پدر و مادر است و منظور اين باشد كه در اين دوران خاندانى خالص كودك بايد مراعات كامل تحسين و پرورش او منظور گردد چنانچه در تعليمات اسلام براى پيدايش يك كودك سعادتمند از آغاز زناشوئى كه زمينه پيدايش او چيده