ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٠ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
٢- اينكه كيفيت بازگشت به خدا را اين دو پدر روحانى به تو مىآموزند و رهبر تو به خداى تواند.
من مىگويم ممكن است مقصود اين باشد كه لفظ والدين دلالت دارد بر اين تفسير و آن را تقريب مىكند زيرا والدين در پدر و مادر مجاز تغليب است و آن بهتر از مجاز در اصل كلمه نيست كه والدين در معلم و مربى دينى استعمال شده باشد ولى حمل كلمه والدين به اين معنى مشكل است از نظر تصريحى كه در آيه راجع به مادر است و دليل است بر اينكه مقصود از آن والدين جسمانى است و دفع اين اعتراض به وجوهى است:
١- جمله راجع به مادر معترضه باشد براى بيان اهم بودن حق معلم از پدر و مادر، زيرا اشاره دارد كه پرورش آنها در زمان كمى است نسبت به تن، ولى اثر پرورش معلم روح تا ابد است، و آموزش از مهد تا لحد است و در آخرت هم به شفاعت و نجات از دوزخ و انس مؤبد است.
٢- مقصود از والدين در اول آيه پدر و مادر باشد و مقصود از والد يك معلم روحى باشد به تقدير عطف يا فعل.
٣- ظاهر آيه راجع به پدر و مادر باشد و باطن آن راجع به والدين روحانى به طور كنايه چون وجوب رعايت حق والدين جسمانى كه وسيله محدود براى زندگى كوتاهى هستند مستلزم وجوب رعايت حق والدين روحانى چون پيغمبر و على است كه وسيله نامحدود براى نعمت بىحساب معنوى از آغاز هستى تا ابد هستى. پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم: صدر آيه ١٤ تا «أَنِ اشْكُرْ لِي» راجع به پدر و مادر است، و مقدمه است براى بيان مقصود كه وجوب شكر خدا و معلم روحانى است، مىفرمايد: ما سفارش لازم را در باره پدر و مادر به ايشان داديم و مخصوصاً مادر كه رنج بيشترى براى فرزند تحمل مىكند، اين يك حكم خانوادگى و قانون مربوط به اصلاح عائله است و سپس آن را تفسير مىكند به يك حكم