ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٤ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
آخرت، امّا صراطى كه در دنيا است همان امام است كه واجب الاطاعه است و هر كه او را بشناسد و بدو اقتداء كند از صراطى كه در آخرت جسر روى دوزخ است بگذرد، و هر كه در دنيا او را نشناسد از صراط آخرت بلغزد و در آتش پرتاب شود، و قول خدا كه: «بچسب بدان چه به تو وحى شده» يعنى به همه آن كه عمدهاش ولايت على (ع) و امامان ديگر است زيرا به وسيله آنها ديگر آنچه وحى شده درست شود از نظر گفتار و كردار و تبليغ زيرا بر دين حقى باشى كه عمده آن ولايت است از تبليغ آن كوتاهى مكن و از دعوت مردم بدان براى ترس از جمع منافقان. از مجلسى (ره)- آيه چنين است: «چه بد است آنچه خود را بدان فروختند كه كفر ورزند بدان چه خدا فرو فرستاده از راه طغيان و ستم نسبت بدان چه خدا فرو فرستد از فضل خود بر هر كه خواهد از بندگانش و گرفتار شدند به خشم اندر خشم، و از آن كافرين است عذاب دردناك».
از مجلسى (ره)- اين آيه در سياق بيان احوال يهود است، و اگر در نزول آيه كلمه «في على» بوده است دلالت دارد كه منكران ولايت على (ع) چون يهودند از نظر انكار قرآنى كه خدا نازل كرده است، و اگر منظور تأويل آيه باشد در باره على (ع) وجه دومى دارد و آن اين است كه ظاهر آيه در باره يهود است و باطنش در همگان آنها كه منكر دستور خدا هستند در باره على (ع) زيرا آياتى كه در باره جمعى نازل است اختصاص بدانها ندارد بلكه در امثال و اشباه آنها تا قيامت صدق مىكند. پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم: مقصود اين است كه چون آيه به عنوان مخالفت با «ما انزل اللَّه» يهود را نكوهش كرده، اين نكوهش در باره هر مخالفتى صادق است و گر نه اجراء حكم در غير مورد نزول خود به مجرد شباهت قياس است. از مجلسى (ره)- اين روايت دلالت دارد بر اينكه دشمنان نسبت بدان چه از قرآن كه در باره على (ع) تلاوت مىنموده است شك داشتند